هستی دنیای مامان و بابا

اولین مدرک زندگی دخترکوچولوی من...

خب بلاخره مدرک دوره ی حفظ موضوعی ت اومد اونم با رتبه ی عاالی انشاله که یه روزی خودت با شوق مدرک دکترات رو اینجا بزاری،انشاله... اینم مدرک هستی خانوم مامان،الهی قربون شکل ماهت بشم من ...
8 مرداد 1397

دختر داشتن یعنی ته خوشبختی...روزت مبارک پرنسس من

دختر داشتن یعنی رنگ زندگیت رنگی رنگی  دختر داشتن یعنی کمدی پر از لباسای خوشرنگ دختر داشتن یعنی اتاقی پر از عروسکای ریز و درشت دختر داشتن یعنی پچ پچ های شبانه مادر و دختری کنار یه تخت کوچیک دختر داشتن یعنی یه کشو پر از گل سرهای رنگی رنگی دختر داشتن یعنی لاک های رنگ و وارنگ خنده های از ته دل، موهای بلند، دامن های زیبا در یک کلام دختر داشتن یعنی عشق و عشق یعنی   تو هستی جونم روزت مبارک زندگی مامان امسال روز دختر رو توی چادگون بودیم واسه همین هم بابایی شبی که رسیدیم واسه صبح روز جمعه یه کیک خیلی خوشگل واست سفار...
23 تير 1397

یه سفر عالی سه روزه به چادگان...

این ماه که خاله عاطفه از اهواز اومد تصمیم گرفتیم که آخر سفر خاله عاطفه که عمو جعفر میاد دنبالش یه برنامه دوسه روزه چادگون بزاریم،بابایی مثل سالهای قبل از طرف بانک واسه سه روز یه پلاژ رزرو کرد،روز چهارشنبه بیست تیر بعد از نهار راه افتادیم به سمت خونه بابابزرگ،ساعت نزدیک چهار بود که همگی به غیر از عمو محمد و خاله اختر که مرخصی نداشتند راه افتادیم به سمت چادگون،ساعت نزدیک شش بود که رسیدیم،هوا عااااالی بود یه زیرانداز انداختیم داخل محوطه جلو ویلا و قبل از هر کاری یه عالمه هوای خوب وارد ریه هامون کردیم بعدم مشغول پختن شام شدیم،شب اول خاله اختراینا نیومدند و فردا ظهرش یعنی پنجشنبه ظهر اونا هم بهمون پیوستند و جمعمون جمع شد نهار خورد...
22 تير 1397

دلبر مامان پنجاه و سه ماهه شد...

تو مثل ِ بهانه اي تو مثل ِ بهاري تو مثل ِ تمام ِ هر چه تا به حال داشتم نيستي جدايي از تمام ِ آنچه منظور ِ من است... تو بهترين حسّي... با تمام ِ دلبري ... با تمام ِ قصه هاي دلبرانه كه پيش ترها مادرم براي كودكي هايم تعريف ميكرد... هنوز نميداني چقدر ميخواهمت هنوز نمفهمي كه اينجا كه من ايستاده ام كجاست ... زندگي كن بهانه ي قشنگ ِ من براي عاشقي زندگي كن و آرام آرام بزرگ شو مطمئنم تو از بهار هم تازه تري تو از هفت سين ِ شب عيد هم زيبا تري تو از خوابهاي قشنگ ِ دم صبح هم شيرين تري جانكم...عزيزكم... زعفراني ترين طعم هاي روزگار به طعم ِ عاشقانه هاي ما عاشقانه های من و ُ تو و ُ بابا نميرسند پنجاه و سه ماهگیت مبارک هستی جونم ...
9 تير 1397

بلاخره درس مامانی تموم شد...

به مقصد که میرسی حس خوب داشتن همراه های خوب که پا به پات مسیرو اومدن و تا رسیدن به هدف با یه دنیا مهربونی کنارت بودند اگه شیرین تر از رسیدن به مقصد نباشه به همون اندازه دلچسب و به یاد موندنیه... من حس خوب امشبو مدیون همسر همیشه همراهم و دختر سازگار و مهربونم هستم که با همکاری هاشون باعث شدند  تا من با خیال راحت برم دانشگاه و آب توی دلم تکون نخوره... ازتون ممنونم بابت همراهیتون و از خدا ممنونم بابت داشتنتون تو زندگیم بالاخره درس مامانی تمام شد البته مامانی درسش رو نیمه ی دوم سال 96 تمام کرد اونم هفت ترمه  امشب بابایی با یه سورپرایز عالی مدرکم رو که بدون اطلاع من گرفته بود آورد خونه بابابزرگ بعد از تموم شدن کلاسهات چند رو...
13 خرداد 1397

هستی قشنگ من پنجاه و دو ماهه شد...

دختر مثل باران است ابری که می شود می بارد، مبادا میان دلگیری ابرهای سیاه گم شوی، دلت که میخشکد آرام و نم نم وجودت را تر میکند تا حوصله ات هوایی بخورد دختر خود زندگیست یک لبخندش کافیست که تو  خوشبخت ترین آدم دنیا باشی و ما با داشتن تو خوشبخت ترین آدمای دنیاییم   دختر یکی یکدونه ی ما پنجاه و دوماهه شد به خاطر حضورت در کنار من،به خاطر حس مادرانه ای که تو به من بخشیدی،به خاطر روح لطیف و پاکت چرا که لمس تو لمس تمام زیبایی هاست،به خاطر لبخند زیبایت و آفرینش تمام لحظه های شیرین و ناب زندگیم ازتو سپاسگذارم هستی قشنگم توی این روزای خوب بهاری البته بهتره بگم این روزای زمستونی چون اصلا" این روزا شبیه...
9 خرداد 1397

جشن پایان کتاب آیه ها و نقاشی ها 3 _ پایان کلاس اشاره،حفظ موضوعی...

خب کتاب سوم دوره اشاره هم تمام شد و با تموم شدن کتاب سبز کلا" دوره اشاره هم تمام شد،آزمون کتاب سبزت هم مثل کتاب صورتی و آبی عالی بود و به قول مربی تون مثل دو تا کتاب قبل شاگرد اول شدی بعد از تمام شدن کتاب سبز یه فرجه ی چند روزه داشتی واسه آماده شدن برای آزمون پایانی از سه تا کتاب صورتی و آبی و سبز که چون ما در طول کتاب سبز دو تا کتاب قبل رو هم خیلی باهم تمرین کرده بودیم خدا رو شکر اصلا" مشکلی نداشتی و روز آزمون تنها کسی بودی که بدون هیچ غلطی عالی پاسخ دادی و انشاله باید منتظر مدرکت بمونیم،انشاله بعد از یه مدت استراحت باید آماده بشی واسه حضور درکلاس الفبا و روخوانی که امیدوارم توی دوره بعدی ه...
29 ارديبهشت 1397

یه سفر عالی با خانواده سه نفره مون...شمال

سلام جوجه رنگی مامان،من برگشتم با یه پست پر از عکس روز دوشنبه هفدهم اردیبهشت ماه طبق برنامه ریزی که از قبل کرده بودیم صبح ساعت هفت سه نفری زدیم به دل جاده و راهی شمال کشور شدیم،اما اینبار مقصدمون به سمت بابلسر در استان مازندران بود با یه عالمه انرژی راه افتادیم،چند ساعتی رفتیم تا رسیدیم به تهران ساعت حدود 10.30 بود که زدیم کنار و یه صبحانه تپل زدیم بر بدن و دوباره راه افتادیم واسه باقی راه،ساعت حدود 2.30 بود که رسیدیم مازندران،یه جایی ایستادیم نهار خوردیم و رفتیم به سمت ویلامون که از طرف بانک رزرو کرده بودیم،ویلامون جاده بهنمیر بود ساعت نزدیک به چهار بود که رسیدیم ویلا رفتیم کلید ویلا رو گرفتیم،یه ویلای نقلی و دوست داشتنی با تما...
21 ارديبهشت 1397

یه روز خوب مادر دختری...

سلام به دختر قشنگ مامانی که الان از خستگی در خواب نازه امروز از طرف مهد قرآن برنامه ی سینما گذاشته بودند باید واسه ساعت 9 میرفتیم سینما،ساعت 8.30 بیدار شدیم و واسه ساعت 9 سینما بودیم،فیلم فیلشاه رو دیدیم شما هم خیلی آروم نشستی و تا آخرش رو دیدی و خیلی هم لذت بردی،راستی مهتا جون هم بود و کنار همدیگه نشستید و فیلم رو دیدید،بعدم داخل کتابخونه کارگاه قصه و نقاشی داشتند رفتیم اونجا،بعدم طبق قولی که به دختر گلم داده بودم مادر دختری رفتیم پیتزا خوردیم و یه روز عالی رو در کنار هم گذروندیم چندتا عکس از امروز در ادامه     ...
13 ارديبهشت 1397

بهار زندگیمون پنجاه و یک ماهه شد...

دخترم دوستت دارم به اندازه ی یک مادر به خودم قول دادم نزارم تنها بمونی یادت میدم دوست پیدا کنی،یادت میدم  که بازی کنی،بیرون بری... یادت میدم وقتی صدای قلبت رو شنیدی هم معشوق باشی و هم عاشق نمی زارم تنها بمونی آزادت میزارم که روش زندگیت رو خودت انتخاب کنی،راه رو نشونت میدم اما هولت نمیدم به سمت آرزو های خودم،آزادت میزارم که بری و از من فاصله بگیری و آرزوهات رو جدی بگیری. دخترم یه روز بزرگ میشی و من از حالا دلم میگیره دخترم بزرگ می شی و من چقدر دلتنگ این روزهای شیرین بچگیات میشم نازنین دخترم پنچاه و یک ماهگیت مبارک گلم یک ماه دیگه هم از حضورت تو زندگیمون گذشت و ما با در کنار تو بودن عشق کردیم،چه خوبه که این روزا ه...
9 ارديبهشت 1397