هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 9 ماه و 14 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

راحت جانم پنجاه و پنج ماهه شد...

حال و هوای دلت گرم بماند که شهریور پایان گرمای تابستانی ماست  نه آغاز دلتنگی های سرد پاییزی! نکند با هر باد و بارانی بلرزد،بخشکد زیر انبوهی از برگ ها. باران اگر بارید، سیل اگرجاری شد و جاده ها خیس از نبودن،تو اما حال و هوای دلت گرم بماند. دلبسته ی واژه ها،نگاه ها و دست ها نباید بود که با تکان خوردن هر شاخه بی درنگ،دلی یخ بزند...! حال و هوای دلت گرم بماند که پاییز،فصل دل سپردن و ورق زدن خاطرات کهنه ی دل نیست خب تقریبا" یک سوم شهریور ماه رو هم پشت سر گذاشتیم و داریم کم کم به پاییز زیبا نزدیک میشیم ولی همچنان از خنک شدن هوا خبری نیست،البته یه چند روزی هوا یه کمی بهتر شده بود اما دوباره هوا گرم شدو ما همچنان با گرمای...
9 شهريور 1397

هستی عزیز ما پنجاه و چهار ماهه شد...

عشق کوچولوی مامان از روزی که به دنیا آمدی من متولد شدم و از آن روز هم دخترم شدی،هم همه چیزم دختر زمستونی من جهان باتو شکرانه هایش بیشتر است و تو عاشقانه ترین باور خواب و بیدار منی گوشه ی دلم روز به روز را بانگاه رو به تکامل تو آغاز میکنم وسپاس خدایی که گیلاس باغ بهشت را به من عطا کرد و من سرمستم از این زندگی با تو خب بریم سراغ این ماه و روزای قشنگی که با هم گذروندیم،خدا رو شکر این ماه هم همه چیز آروم و بروفق مراد بود،توی این ماه کلاس های دوره روخوانی و الفبا تون شروع شد و شما با علاقه ی خیلی زیادی به استقبال این دوره رفتی که امیدوارم مثل دوره قبل بهترین باشی و حسابی موفق باشی این روزا مثل همیشه تا ظهرخوابی بعد از بیدا...
9 مرداد 1397

اولین مدرک زندگی دخترکوچولوی من...

خب بلاخره مدرک دوره ی حفظ موضوعی ت اومد اونم با رتبه ی عاالی انشاله که یه روزی خودت با شوق مدرک دکترات رو اینجا بزاری،انشاله... اینم مدرک هستی خانوم مامان،الهی قربون شکل ماهت بشم من ...
8 مرداد 1397

دختر داشتن یعنی ته خوشبختی...روزت مبارک پرنسس من

دختر داشتن یعنی رنگ زندگیت رنگی رنگی  دختر داشتن یعنی کمدی پر از لباسای خوشرنگ دختر داشتن یعنی اتاقی پر از عروسکای ریز و درشت دختر داشتن یعنی پچ پچ های شبانه مادر و دختری کنار یه تخت کوچیک دختر داشتن یعنی یه کشو پر از گل سرهای رنگی رنگی دختر داشتن یعنی لاک های رنگ و وارنگ خنده های از ته دل، موهای بلند، دامن های زیبا در یک کلام دختر داشتن یعنی عشق و عشق یعنی   تو هستی جونم روزت مبارک زندگی مامان امسال روز دختر رو توی چادگون بودیم واسه همین هم بابایی شبی که رسیدیم واسه صبح روز جمعه یه کیک خیلی خوشگل واست سفار...
23 تير 1397

یه سفر عالی سه روزه به چادگان...

این ماه که خاله عاطفه از اهواز اومد تصمیم گرفتیم که آخر سفر خاله عاطفه که عمو جعفر میاد دنبالش یه برنامه دوسه روزه چادگون بزاریم،بابایی مثل سالهای قبل از طرف بانک واسه سه روز یه پلاژ رزرو کرد،روز چهارشنبه بیست تیر بعد از نهار راه افتادیم به سمت خونه بابابزرگ،ساعت نزدیک چهار بود که همگی به غیر از عمو محمد و خاله اختر که مرخصی نداشتند راه افتادیم به سمت چادگون،ساعت نزدیک شش بود که رسیدیم،هوا عااااالی بود یه زیرانداز انداختیم داخل محوطه جلو ویلا و قبل از هر کاری یه عالمه هوای خوب وارد ریه هامون کردیم بعدم مشغول پختن شام شدیم،شب اول خاله اختراینا نیومدند و فردا ظهرش یعنی پنجشنبه ظهر اونا هم بهمون پیوستند و جمعمون جمع شد نهار خورد...
22 تير 1397

دلبر مامان پنجاه و سه ماهه شد...

تو مثل ِ بهانه اي تو مثل ِ بهاري تو مثل ِ تمام ِ هر چه تا به حال داشتم نيستي جدايي از تمام ِ آنچه منظور ِ من است... تو بهترين حسّي... با تمام ِ دلبري ... با تمام ِ قصه هاي دلبرانه كه پيش ترها مادرم براي كودكي هايم تعريف ميكرد... هنوز نميداني چقدر ميخواهمت هنوز نمفهمي كه اينجا كه من ايستاده ام كجاست ... زندگي كن بهانه ي قشنگ ِ من براي عاشقي زندگي كن و آرام آرام بزرگ شو مطمئنم تو از بهار هم تازه تري تو از هفت سين ِ شب عيد هم زيبا تري تو از خوابهاي قشنگ ِ دم صبح هم شيرين تري جانكم...عزيزكم... زعفراني ترين طعم هاي روزگار به طعم ِ عاشقانه هاي ما عاشقانه های من و ُ تو و ُ بابا نميرسند پنجاه و سه ماهگیت مبارک هستی جونم ...
9 تير 1397

بلاخره درس مامانی تموم شد...

به مقصد که میرسی حس خوب داشتن همراه های خوب که پا به پات مسیرو اومدن و تا رسیدن به هدف با یه دنیا مهربونی کنارت بودند اگه شیرین تر از رسیدن به مقصد نباشه به همون اندازه دلچسب و به یاد موندنیه... من حس خوب امشبو مدیون همسر همیشه همراهم و دختر سازگار و مهربونم هستم که با همکاری هاشون باعث شدند  تا من با خیال راحت برم دانشگاه و آب توی دلم تکون نخوره... ازتون ممنونم بابت همراهیتون و از خدا ممنونم بابت داشتنتون تو زندگیم بالاخره درس مامانی تمام شد البته مامانی درسش رو نیمه ی دوم سال 96 تمام کرد اونم هفت ترمه  امشب بابایی با یه سورپرایز عالی مدرکم رو که بدون اطلاع من گرفته بود آورد خونه بابابزرگ بعد از تموم شدن کلاسهات چند رو...
13 خرداد 1397

هستی قشنگ من پنجاه و دو ماهه شد...

دختر مثل باران است ابری که می شود می بارد، مبادا میان دلگیری ابرهای سیاه گم شوی، دلت که میخشکد آرام و نم نم وجودت را تر میکند تا حوصله ات هوایی بخورد دختر خود زندگیست یک لبخندش کافیست که تو  خوشبخت ترین آدم دنیا باشی و ما با داشتن تو خوشبخت ترین آدمای دنیاییم   دختر یکی یکدونه ی ما پنجاه و دوماهه شد به خاطر حضورت در کنار من،به خاطر حس مادرانه ای که تو به من بخشیدی،به خاطر روح لطیف و پاکت چرا که لمس تو لمس تمام زیبایی هاست،به خاطر لبخند زیبایت و آفرینش تمام لحظه های شیرین و ناب زندگیم ازتو سپاسگذارم هستی قشنگم توی این روزای خوب بهاری البته بهتره بگم این روزای زمستونی چون اصلا" این روزا شبیه...
9 خرداد 1397

جشن پایان کتاب آیه ها و نقاشی ها 3 _ پایان کلاس اشاره،حفظ موضوعی...

خب کتاب سوم دوره اشاره هم تمام شد و با تموم شدن کتاب سبز کلا" دوره اشاره هم تمام شد،آزمون کتاب سبزت هم مثل کتاب صورتی و آبی عالی بود و به قول مربی تون مثل دو تا کتاب قبل شاگرد اول شدی بعد از تمام شدن کتاب سبز یه فرجه ی چند روزه داشتی واسه آماده شدن برای آزمون پایانی از سه تا کتاب صورتی و آبی و سبز که چون ما در طول کتاب سبز دو تا کتاب قبل رو هم خیلی باهم تمرین کرده بودیم خدا رو شکر اصلا" مشکلی نداشتی و روز آزمون تنها کسی بودی که بدون هیچ غلطی عالی پاسخ دادی و انشاله باید منتظر مدرکت بمونیم،انشاله بعد از یه مدت استراحت باید آماده بشی واسه حضور درکلاس الفبا و روخوانی که امیدوارم توی دوره بعدی ه...
29 ارديبهشت 1397