هستی دنیای مامان و بابا

ترنم زیبای زندگیمون روزت مبارک...

من معتقدم پدر اسکلت  یک بدن است... پسر پوست بدن! مادر قلب بدن... دختر اما!!!! رگ و شریان هاست! خانه بدون دختر یک چیزهایی کم  دارد که همه چیزند! امروز روز دختر بود و چند روزی بود که بهت گفته بودم میخوایم واسه روز دختر واست کیک بگیریم و جشن بگیریم،البته به رسم هر سال تصمیم داشتیم کیکت رو ببریم خونه یکی از دوستامون که مثله ما یه گل دختر داره که متأسفانه با شکستن پای مامانی(داخل پست ماهگردت مفصل واست توضیح میدم) برنامه هامون تغییر کرد و جشن رو سه نفری گرفتیم که خیلی هم بهمون خوش گذشت از اتفاق   عصر بابایی رفت کیکی که به همین مناسبت چند روز پیش سفارش داده بودیم رو تحویل گرفت و یه پیراهن خوشگل هم با مشو...
3 مرداد 1396

وروجک مامان چهل و یک ماهه شد...

وروجک مامان چهل و یک ماهه شد نمیدونم عمر زود میگذره یا تو داری زود بزرگ میشی؟؟؟احساس میکنم تقویم و ساعت رو دور تند هستند!!!باورم نمیشه اون موجود کوچولویی که تو وجودم ریشه کرد، رشد کرد،به دنیا اومد و تو بغلم دادنش حالا شده چهل ویک ماهه!! خدایا شکرت اون روزا دلم میخواست زود بزرگ بشی،مستقل بشی اما الان نمیدونم چرا هر چی بزرگتر میشی دل من بیشتر و بیشتر برای کوچکتر بودنات تنگ میشه،دلم میخواد همیشه بهم وابسته باشی،دخترم دوستم داشته باش و همیشه یادت باشه تو باارزش ترین دارایی من و بابایی هستی خدایا شکرت به خاطر همه چیز... این روزا داریم پس لرزه های رفتن به آتلیه رو میگذرونیم چون دیگه اصلا" بعد از رفتن به آتلیه ن...
9 تير 1396

دوباره سفر به چادگون...آخ جووون

سلام یکی یه دونه ی مامانی،الان که دارم این پست رو واست مینویسم پر از حال خوبم،مسافرت دو روزه مون به چادگون اینقدر بهمون خوش گذشت که الان پر از انرژی ام،یعنی بهتر از این ممکن نبود،خیلی از ماه رمضون و امتحانات و گرما بی انرژی بودیم و با این مسافرت به موقع دوباره فول شارژ شدیم خدایا شکرت به خاطر همه چیز... روز یکشنبه چهارم تیر که روز آخر ماه رمضون بود بعد از اینکه بابایی از سر کار اومد آماده شدیم و رفتیم اصفهان خونه مامان بزرگ،خاله عاطفه هم اومده بود البته بدون عمو جعفر،با خاله اختر اینا دو تا ماشین شدیم و راه افتادیم به سمت چادگون،همه روزه بودیم،وقتی رسیدیم چادگون دوساعتی تا اذان مونده بود،وسایل رو چیدیم،شما هم مشغول چیدن گلهای داخل م...
6 تير 1396

یه اولین دیگه...

نفس مامانی،دخترقشنگم امروز تونستی واسه اولین بار سه چرخه ت رو پا بزنی چند روزی بود که خیلی داخل کلبه باغ سعی میکردی بتونی سه چرخه ت رو پا بزنی اما هنوز کامل نمیتونستی حرکتش بدی و چون فضا محدود بود نمیتونستی کامل حرکت رو به جلو داشته باشی،واسه همین امروز عصر که رفتیم باغ سه چرخه ت رو آوردم داخل محوطه باغ،حدود یه ساعتی داشتی تلاش میکردی که بتونی پا بزنی که یه باره دیدم واسه یه مسیر طولانی تونستی سه چرخه ت رو راه ببری خیلی ذوق کردی از اینکه تونستی خودت انجام بدی،من و بابایی هم یه عالمه تشویقت کردیم و واست ذوق کردیم،امروز باغ بهت خیلی خوش گذشت و همه ش سرگرم بازی بودی،خیلی خوشحالم که داری روز به روز بزرگتر میشی،الهی که همه ی مراحل زندگیت مثل ...
2 تير 1396

دخترقشنگم چهل ماهه شد...

من  این روزها دخترکی را عاشقم  که بودنش شروعی دوباره بود برای تمامی باورهایم، دخترکی که تمام لحظه هایم را بارور کرد از عشقی  زلال و شوری بی انتها ومن به نهایت عشق  قدم گذاشتم، به یمن نگاه پاک و معصومانه اش،این روزهاعجیب عاشقم در امتداد نگاهم چشمان پا ک اوست که رقص آبی آسمان را در آن نظاره گرم.هستی من،ا مید تمام لحظه های من,قداست چشمهایت را به قربان.این روزها عجیب عاشقم  تورا  و به یمن بودن تو و این لحظه های پر زعشق ، حضور پاکترین لحظه ها را به تماشا نشسته ام، این روزها دستانم را به دستان کوچکت می سپارم و تو چه کودکانه و بی ادعا روانه می کنی به دستانم تمامیت آرامش را و من در میان ...
9 خرداد 1396

به عقب برنمی گردیم...

بلاخره مهم ترین شنبه سال هم که همه چشم به راهش بودند از راه رسید، واقعا کی فکرش رو میکرد یه روزی بیاد که همه منتظر اومدن شنبه باشیم انتخابات96 هم در روز جمعه 29 اردیبهشت با حضوری پرشور و گسترده برگزار شد و رییس جمهور چهار سال آینده ایران مشخص شد.اکثریت ملت ایران بازهم به دولت تدبیر و امید رأی دادندو با تکرارشون اردیبهشت رو برای آقای روحانی خوش یمن کردند دکتر حسن روحانی با 23 میلیون و 549 هزار و 616 رأی و با کسب 57 درصد آراء رییس جمهور دوره دوازدهم ایران شد. انتخابات تمام شد، من و بابایی هم رأی دادیم حتی با تصور اینکه کمترین  تأثیر رو   داشته   باشیم که مطمئنا" بی تأثیر نیست چون اگر رأی ما تأثیری در انتخا...
30 ارديبهشت 1396

یه سورپرایز یهویی...

همین الان گوشیم رو برداشتم یه سر اومدم داخل وبلاگت که دیدم یه تلگراف جدید داری،وقتی بازش کردم دیدم که متنش اینه: مدیر وبلاگ هستی دنیای مامان و بابا؛ با سلام، خدمت استثنائی و ویژه نی نی وبلاگ جهت درج مطلب در وبلاگ از طریق تلگرام تکمیل گردیده و هم اکنون در مرحله تست و ارزیابی قرار دارد. در همین راستا وبلاگ شما از میان 32000 وبلاگ ثبت شده در سیستم نی نی وبلاگ، به عنوان یکی از وبلاگ های برتر و فعال، انتخاب گردیده تا نسبت به تست و ارزیابی این خدمت اقدام فرمائید. خواهشمند است پس از راه اندازی این خدمت و استفاده از آن پیشنهادات و نظرات خود را با مدیریت نی نی وبلاگ مطرح نمایید. این خدمت با بهره گیری از امکان (bot) ربات پیام ...
24 ارديبهشت 1396

ششمین آتلیه هستی در سه سال و سه ماه و پنج روزگی...قسمت اول

سلام سلام به دختر خوش عکس مامان من برگشتم با یه سری عکس جدید خیلی از عکسات راضی بودم عالی شده بود عاااااالی  با خاله آذر رفتیم عکسات رو دیدیم خیلی خوب شده، یک مزیتی که آتلیه ایندفعه نسبت به سری های قبل داشت این بود که بلآخره تونستیم چند تا عکس ست مادر دختری با همدیگه بگیریم،خیلی دوست داشتم تا هنوز کوچولویی چند تا عکس ست باهم بگیریم تا اینکه بلاخره شد واقعا" دستشون درد نکنه،اینقدر عکسات فوق العاده بود که تصمیم گرفتیم دو تا آلبوم واست بزنیم یکی فضای باز و یکی آتلیه،البته هنوز آماده نشده،عکسای این نوبت از آتلیه ت حاصل تلاش سه روزه عکاسای پرحوصله ومهربون،خاله آذر،مامان آرزو و البته دختر غرغرو مامانه خدا روشکر نت...
14 ارديبهشت 1396

شیرین زبون مامان سی و نه ماهه شد...

به خنده هایت چال گونه هایت گاهی،میشود سوگند خورد به چشمانت اما،همیشه... سی و نه ماهگیت مبارک عزیزدلم داریم روزای بهاری رو باهم میگذرونیم،خدا رو شکر همه چیز خوبه و اوضاع بر وفق مراد...الهی شکر توی این روزا که هوا پر از بوی زندگیه ما هم سعی میکنیم که از این هوای عالی و لذت بخش استفاده کنیم و تقریبا" هر ظهر وقتی بابایی میاد بساط نهارمون رو برمیداریم و میریم باغ صبح ها تا ساعت 10باهم میخوابیم البته گاهی شما یکی دو ساعتی بیشتر از مامانی میخوابی  وقتی بیدار شدیم من مشغول کارای خونه میشم شما هم میری داخل اتاقت،مشغول بازی میشی و تماشای برنامه کودک،بعد از یه خورده وقت که برمیگردم میبینم غیر از تلویزیون هیچ چیز سرجاش ...
9 ارديبهشت 1396

محمود عزیزم روزت مبارک...

محمودجونم روزت مبارک،خیلی خوشحالم که داریمت وانشاله که سایه ت تاهمیشه بالای سر من ودخترمون باشه،خیلی دوست داریم و باهات احساس آرامش میکنیم،محمودم ازت ممنونم بابت همه چیز،به خاطر تمام لحظاتی که همه ی تلاشتو کردی واسه خوشحالیمون،به خاطر تمام لحظاتی که با وجود مشکلاتی که داشتی با عشق در خونه رو باز کردی و با روی باز صدامون زدی و گفتی سلام عشقا،به خاطر اینکه نذاشتی دخترمون هیچوقت احساس کمبودی داشته باشه و همه ی خواسته هاش رو برآورده کردی،ازت ممنونم که همیشه واسمون ذوق کردی و همیشه توی برآورده شدن رویاهامون برامون سنگ تموم گذاشتی،ازت ممنونم که همه ی وقتت رو واسه من و دخترمون میزاری و بدون ما اصلا" از خونه بیرون نمیری،ازت ممنونم که همیشه تو...
22 فروردين 1396