هستی دنیای مامان و بابا

ماه پیشونی مامان چهل و دو ماهه شد...

بخند دخترم... تا قضاوت نمیکنی و قضاوت نمیشوی بخند تا بدنمیبینی و بد نمیگویی بخند تا جهانت دچار گره های کور زنده باد و مرده باد نیست بخند  نقش لبخند روی صورتت مرا تازه میکند و سرشار و آسمانم باران لبخند خدا خواهد بود دختر زیبای من،که عشق را در خنده های تو از سرگرفته ام و شکوفا شدم از بعد پاييز لحظه ها ... دعایم هر لحظه خندیدن و شادی توست دختر ماه پیشونی من بعد از برگشتن از چادگون رفتیم خونه بابابزرگ،بابامحمود فرداش برگشت خونه مون اما من و شما حدود ده روزی با خاله عاطفه موندیم خونه بابابزرگ،خیلی این ده روز بهمون خوش گذشت خیلییییی،همه ی خاله های مامانی اومدند خونه مامان بزرگ،شما حسابی با بچه های خاله ها سر...
9 مرداد 1396

دلنوشته...

دخترم تا به امروز سعی کردم به تو ياد بدم که دنيا مكاني هست زيبا،امن،سبز و آرام.سعي كردم زشتي و پليدي ها را بپوشانم تا احساس اعتماد در تو شكل بگیره،واقعا"كار سختيه تو دنيايي كه هر لحظه روزها با دروغ و جنايت و ريا و جرم و نا امني آميخته ست بتونی از زيبايي ها سخن بگی.مگه یه مادر چقدر میتونه فرزندش رو از اخبار و حوادث دور کنه،تا کی میتونه زشتی ها رو زیبا نشون بده،تا کی میشه این نگرانی ها رو با رنگ و لعاب دروغ پنهان کرد دخترکم،دلبندم،این روزها کشورمون سخت بیماره،بیمار آدمایی که در اوج امراض روحی،رها توی خیابان می چرخند،این روزا ناخواسته نگاه همه رو پر خطر میدونم و از اینکه اینهمه نگرانی رو مجبورم به تو هم منتقل کنم قلبم به ...
8 مرداد 1396

ترنم زیبای زندگیمون روزت مبارک...

من معتقدم پدر اسکلت  یک بدن است... پسر پوست بدن! مادر قلب بدن... دختر اما!!!! رگ و شریان هاست! خانه بدون دختر یک چیزهایی کم  دارد که همه چیزند! امروز روز دختر بود و چند روزی بود که بهت گفته بودم میخوایم واسه روز دختر واست کیک بگیریم و جشن بگیریم،البته به رسم هر سال تصمیم داشتیم کیکت رو ببریم خونه یکی از دوستامون که مثله ما یه گل دختر داره که متأسفانه با شکستن پای مامانی(داخل پست ماهگردت مفصل واست توضیح میدم) برنامه هامون تغییر کرد و جشن رو سه نفری گرفتیم که خیلی هم بهمون خوش گذشت از اتفاق   عصر بابایی رفت کیکی که به همین مناسبت چند روز پیش سفارش داده بودیم رو تحویل گرفت و یه پیراهن خوشگل هم با مشو...
3 مرداد 1396
1