هستی دنیای مامان و بابا

حال ما سه تا باهم خوبه...

توی یک روز بهاری خیلی قشنگ من و تو و بابایی رفتیم بیرون،وای که چه لذتی داره کنار تو دختر شیطون و پر انرژی قدم زدن خیلی خوش گذشت مخصوصا اینکه سه تایی کنار هم بودیم هر جا که باشیم به هر دلیلی دلم نمی خواد از شما دو تا دور باشم،دلم میخواد همه جا با هم باشیم و اینطوری آرومم و خدا رو شکر تو هم همینطور عکسای این روز خوب در ادامه ...
20 ارديبهشت 1395

باغبون کوچولو 1...

این روزا تا یه کم ازت غافل میشم میبینم در خونه رو باز کردی و رفتی آبپاش رو آوردی و میگی میخوام به گلا آب بدم خیلی کارت خوبه چون گاهی من خودم یادم میره به گلها آب بدم و شما بهم یادآوری میکنی یه بار که آب دادی میگی مامان دیگه دلش درد میاد وآبپاش رو میزاری سر جاش و میای داخل و هنوز پنج دقیقه نشده دوباره میری آبپاش رو میاری و دوباره تکرار بقیه ماجرا من خودم عاشق گل طبیعی ام و همیشه تصمیم داشتم راه پله ها رو پر از گلدون کنم اما هیچ وقت فرصت نشد اما الان با ذوقی که شما برای یه دونه گلدونمون میکنی یه عالمه بهم انگیزه داد برم سراغ این کار. تا الان سه نوع گل دیگه هم با کمک بابایی و عزیز داخل گلدون زدم و گذاشتم داخل راه پله ها،که خیلی انرژی خوبی...
19 ارديبهشت 1395

یه گردش سه نفره دوست داشتنی ...

این بار که رفتیم اصفهان برای آنژیو بابابزرگ یه روز قبل از برگشتنمون با خاله آذر رفتیم بیرون که خیلی بهمون خوش گذشت یه عالمه پاساژ گردی کردیم،خرید کردیم و گشتیم...روز خوبی بود عکسای این روز خوب در ادامه دلیل کم بودن تعداد عکسا اینه که خیلی واسه عکس گرفتن همکاری نمیکردی و میخواستی شیطنت کنی منم بیخیال عکس شدم و راحتت گذاشتم که بهت خوش بگذره ...
15 ارديبهشت 1395

خوشبختی یعنی...

خوشبختی یعنی قلب پدر و مادرت بتپد... خداوندا سايه پر مهر پدر و مادرمان را همواره بر سرمان نگاه دار و به عزيزانمان طول عمر با عزت عنايت فرما،جمعمان را تا هميشه با خورشيد وجود خوبانمان روشن كن و چشم ناپاكان و حسودان را از وجودشان دور فرما،خداوندا چگونه سپاس گويم اين همه نعمت را كه به من ارزاني داشته اي!خداي خوبم براي وجود خوبانم از تو سپاسگزارم یه روز تاریخی تو خونه ی ما هست که هیچکس یادش نمیره،روزی که یک نسل جدید به خونه ی ما اضافه شد،روزی که برکت خدا رو به چشم دیدیم و یه بچه ی ناز و دوست داشتنی به جمع ما اومد و از اون روز زندگی ما هر روز با برکت تر و شادتر شد، هستی من شد اولین نوه ی این خونواده ی دوست داشتنی هستی من روح و ...
12 ارديبهشت 1395

دختر طلای من بیست و هفت ماهه شد...

جیگر طلای مامان به سلامتی بیست و هفت ماهه شد ...هورااااا الهی مامان دورت بگرده عسلکم.انشاله عمرت طولانی و باعزت باشه. توی این ماه به شدت پرسشگر شدی و سوالاتت تموم نشدنیه به نظر من واسه شکنجه مجرمین باید اونا رو بیارن با تو تی وی ببینند که شک ندارم بعد از چند صحنه روانی میشند این چیه؟چی گفت ؟کجا رفت؟چرا رفت؟این کیه ؟میمینش کجاست باباش کجاست؟لباس باباش چه رنگیه ؟اتاقش چه رنگیه؟چرا نمیره پیش باباش؟چرا میخنده؟چرا گریه میکنه؟و ......تازه بعد از جواب دادن به اینا سکانس بعد شخصیت جدید رو نشون میده و دوباره همون آش و همون کاسه البته منم سعی میکنم همیشه با حوصله جوابتو بدم عشق کوچولوی من حرف زدنت کامله و درکت از صحبتهای بزرگترها عالیه،خیل...
9 ارديبهشت 1395

به مناسبت روز تو...اولین قهرمان دخترم و آخرین قهرمان من

ارتباط عمیقی که بین مادر و نوزاد هست خیلی عجیب نیست ... ولی وقتی پای رابطه نوزاد و پدر(خصوصا وقتی نوزاد یه دختر باشه)وسط میاد به نظرم عجیبترین شکل رابطه خلقت شکل می گیره. قهرمان کودکی های همه بچه ها ...خوشتیپترین و قویترین و عاقل ترین و دوست داشتنی ترین مرد دنیا تو دنیای پاک و معصوم بچه ها ... پدره و پرنسس ما چقدر خوشبخته که بهترین بابای دنیا رو داره .روز پدره و امروز شاید هستی متوجه این اتفاق نشه اما در آینده مطمئنا  به داشتن همچین پدر مهربونی افتخار می کنه... دخترک شیرینم تا میتونی برای پدرت دلبری کن و قدر این روزها رو با تمام وجودت بدون.پدرت عاشقانه دوستت داره و تحمل ذره ای ناراحتی تو رو نداره. وق...
2 ارديبهشت 1395
1