هستی دنیای مامان و بابا

دختر بابا هفده ماهه شد...

هستی جان هفده ماهگیت مبارک             ۱۷ ماه پيش توي همچين روزي و همچين ساعتي با هزار اميد و آرزو راهي بيمارستان شدم تا بعد از ۹ ماه انتظار فرشته زندگيمون به دنيا بياد و بشه همه عشق مامان و بابا   عزيز دلم تا قبل از اون اگرچه حست مي كردم، باهات حرف ميزدم و خيلي خيلي منتظر اومدنت بودم اما فقط زمانيكه تو رو توي آغوشم گرفتم معناي واقعي عشقو فهميدم  و از اون روز به بعد هر روز عاشق‌تر و عاشق‌تر شدم .تموم لحظه به لحظه زندگيم با عشق به تو ميگذره...صداي نفسهات به من زندگي ميده...وقتي خوابي اينقدر خونه سوت و كوره كه ديوونه ميشم و براي بيدار شدنت لحظه شماري ميكنم، وقتي ت...
9 تير 1394
1