هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

دختر طلای من بیست و هفت ماهه شد...

1395/2/9 2:20
نویسنده : مامان آرزو
128 بازدید
اشتراک گذاری

جیگر طلای مامان به سلامتی بیست و هفت ماهه شد ...هوراااااجشن
الهی مامان دورت بگرده عسلکم.انشاله عمرت طولانی و باعزت باشه.فرشته
توی این ماه به شدت پرسشگر شدی و سوالاتت تموم نشدنیهسوالبه نظر من واسه شکنجه مجرمین باید اونا رو بیارن با تو تی وی ببینند که شک ندارم بعد از چند صحنه روانی میشندخندهاین چیه؟چی گفت ؟کجا رفت؟چرا رفت؟این کیه ؟میمینش کجاستتعجبباباش کجاست؟لباس باباش چه رنگیه ؟اتاقش چه رنگیه؟چرا نمیره پیش باباش؟چرا میخنده؟چرا گریه میکنه؟و ......تازه بعد از جواب دادن به اینا سکانس بعد شخصیت جدید رو نشون میده و دوباره همون آش و همون کاسهخستهخندونکالبته منم سعی میکنم همیشه با حوصله جوابتو بدم عشق کوچولوی منچشمکحرف زدنت کامله و درکت از صحبتهای بزرگترها عالیه،خیلی قشنگ متوجه میشی که هر کلمه و جمله ای رو کجا باید استفاده کردبغلهمچمنان عاشقانه حمام کردن رو دوست داری و اگه من بهت چیزی نگم توی روز چند بار میری حمامخطاوقتی میری داخل حمام بهم میگی مامان شما آب رو تضمین(تنظیم)کن تا من نسوزمقه قههخیلی نسبت به وسایلت حس تملک داری وگاهی حاضر نیستی وسایلت رو به کسی بدی البته من میدونم که دختر گل من خیلی سخاوتمنده و این فقط اقتضای سنشهآرامتی وی خونه هم که کاملا" در قرق شماست و عاشق سی دی هاتی و صبح که از خواب بیدار میشی تا ظهر کلی سی دی عوض میکنی و دستگاه دی وی دی رو بیچاره کردیخندهدر کل خیلی ازت راضی ام و دختر خیلی خوبی هستیمحبت
دختر خوب من هر لحظه هزاران بار خدا رو به خاطر داشتنت شکر کردم و میکنم چون تو بی نظیر ترین هدیه ی خدا به من و بابایی هستی،دوست داریم کوچولوی دوست داشتنی...

چندتا عکس از اینروزای دخترم در ادامه

(توی بعضی از ماهگردات تعداد عکسات کمه و دلیل کم بودن عکسات اینه که اخیرا" چون وبلاگت به روزه در طول ماه عکسات رو داخل وبلاگت میزارم عشقم)

قربونت برم که اینقدر خانومی...

دخترک عشق حمام من

نفس مامان در حال مطالعه

دوباره هستی آب دید و دیگه نشد کنترلش کرد،جوی آب جلو باغآرام

اینم یه شاخه پر از آلوچه داخل باغ که دخترم کشفش کردخوشمزه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)