هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

ز کوی یارمی آید نسیم باد نوروزی (سومین نوروزباهستی جون)

1395/1/8 1:34
نویسنده : مامان آرزو
280 بازدید
اشتراک گذاری

خوشگل مامان عیدت مبارک

اولین پست سال جدید...
سلام دختر قشنگمعیدت مبارک خوشگلم،توی اولین روزای سال جدید مامانی از ته ته دلش آرزو میکنه وبلاگت امسال پر بشه از اتفاقات قشنگ و لحظات خوب.امیدوارم هر لحظه از سلامتی و سرخوشی و خوشحالیو آرامش و خوشبختی و برآورده شدن آرزوهامون و موفقیت هایی که توی این سال جدید داریم بنویسم.

این سومین بهاریه که با وجودت زندگی ما بهاری تر شده دخترم و هرسال با وجودت عاشقانه تر به استقبال بهار میریم.
امسال یه کوچولو هفت سین رو بهتر درک میکردی و واسه اولین بار توی چیدن هفت سین به مامانی کمک کردی و خیلی ذوق کرده بودی وقتی هفت سین مون کامل شد.انگار از هفت سین سنجدش رو خیلی دوست داشتی،چون مرتب ناخنک میزدی به سنجداخندونکاما خیلی واسه عکس گرفتن مامانی رو اذیت کردی و اصلا نمیزاشتی ازت عکس بگیرم سوال
دخترکم واسه هفت سین معنوی دلمون اولین سین امسالو سایه بابا محمود رو برای خودمون آرزو میکنمبغل بعد سلامتی برای همه و خانواده هامون و خودمونمحبتبعدم سرور و شادی برای همهتشویق ودر کل همه سینهای خوبو آرزو دارم برای همه بعدم برای خودمون محبت
سال نود و چهار هم با همه بدی ها و خوبیهاش تموم شد و سال نو وجدید شروع شد و من با تموم وجودم از خدا میخوام که سالهای سال خانواده مون در آرامش،با سلامتی کامل و دل خوش کنار هم زیر یه سقف زندگی کنیم و بعد از اون شما خانوم خونه ی یه مرد خوبتر از خودت بشی و هفت سین خونه ی عشقت رو بچینی،انشاله
فرشته
سال نو که تحویل شد اول رفتیم امامزاده و برای خوشبختی و سلامتی و آرامشمون دعا کردیم .بعد اولین عید دیدنی رو رفتیم خونه ننه جان(مامان بزرگ بابا محمود) و بعد خونه باباجون وعزیز.روز بعد هم رفتیم اصفهان خونه بابابزرگ و دو روزم اصفهان بودیم و بعدم که برگشتیم بقیه عید به دید و بازدید گذشت.

اینم چند تا عکس از این روزای خوب بهاری

سه تا نوروز و سه تا هستیچشمک
دخترم  هر لحظه خدا رو شکر میکنم به خاطر داشتنت و امیدوارم نوروزهای خیلی زیادی در کنار هم باشیم نفسم...انشالهفرشته

عید 93 و اولین نوروز

عید 94و دومین نوروز

عید95 و سومین نوروز

اینم از هفت سین خوشگل امسالمون،که با کمک بابایی و دختر عزیزم چیدیمزیبا

اینم از عیدی های خوشگل بابایی که مثل هرسال من و دخترش رو شرمنده کردخجالتعاشقتیم بهترین شوهر و بابای دنیامحبت

اینجا اولین لحظات بعد از تحویل ساله که آماده شده بودیم بریم عید دیدنی که شما اصلا همکاری نمیکردی برای عکس گرفتنخطا

 

بعد که رفتی بغل بابایی یه کمی بهتر شدی چشمک

اینم از اولین نهار سال جدید مثل هر سال شوید پلو با ماهیخوشمزه

اینم دخترک و باباش توی کوچه ی قدیمی خونه ننه جانآرام

اینم یه عروسک بزرگ باب اسفنجیه که دم یه فست فود بود و شما ازش خوشت اومده بود اما از دور و اگه نزدیک میشدیم ازش میترسیدی سوال

اینجا قرار بود واسمون مهمون بیاد و شما مشغول بررسی هفت سین بودی منم از فرصت استفاده کردم و چندتا عکس ازت گرفتمخندونک

 

هستی خانوم در حال تست سنجدای هفت سینراضی

هستی به باباش میگه بابایی شما موتور شو بریم خرید و اینجا داره از سوپر مارکت مثلا خرید میکنه و بابا محمودم اینجا در نقش یک موتوره خنده

روزای عید هوای باغ فوق العاده بود و ما هر روز واسه نهار میرفتیم باغ و شما هم کیف میکردیبوس

اینم یه کیک خوشمزه به مناسبت روز مادر که عشقم غافلگیرانه مثل همیشه منو شرمنده کرد و وقتی که همگی توی باغ بودیم داده بود به مستخدم بانکشون آورده بود دم باغمحبت

الهی قربون نگاه کردنت برم مامانیبغل

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)