هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

خدایامواظب عموی خوبمان باش وسلامتی راتقدیراین لحظاتش قرار بده...

1394/12/10 1:48
نویسنده : مامان آرزو
217 بازدید
اشتراک گذاری

شنبه صبح خاله اختر زنگ زد و گفت حال عمو کرامت بد شده و بردندش بیمارستان و واسش دعا کنید،خیلی ناراحت شدمغمگین اما اون لحظه ای که خاله اختر گفت اصلا فکر نمیکردیم که قضیه به این حدجدی باشه که نزدیکای ظهر خاله اختر با گریه زنگ زد وگفت حالش خیلی بده و رفته توی کما و واسه یه لحظه کاملا" تموم کرده و دوباره احیاش کردند و فقط قلبش برگشته.خیلی روز بدی بود فقط گریه و دعا میکردیم گریه عمو کرامت در واقع عموی بابابزرگه اما از عموی واقعی خیلی به ما نزدیک تره و همیشه یه بخش ثابت و همیشگی از خاطرات کودکی ما بوده.شبهای بلند زمستان و شبهای گرم تابستان با وجود خانواده عمو کرامت بود که واسه ما همیشه کوتاه ترین و لذت بخشترین ساعات بود،ما همیشه با هم لحظات خوشی داشتیم والان با اینکه بعد از ازدواج هر کدوممون توی یک شهر هستیم اما بازم هر موقع همدیگه رو ببینیم خیلی از همنشینی باهم لذت میبریم که امیدوارم خدا این شادی رو از جمع مون نگیره و خیلی زود عمو کرامت رو شفا بده و صحیح و سالم برگردونه به خونه شون...الهی آمینغمگینبرای همه ی بیماران امید و شفای عاجل آرزومندم...
برای آن مهربانِ توانا ، غیرممکن وجود ندارد...

یامن اسمه دواء و ذکره شفاء اللهم اشف کل مریض!

این پست رو خاله اختر توی لاین گذاشت که متنش رو خاله آذر گفته...من که با هر کلمه ش یه عالمه گریه کردم و از خدای مهربون خواستم که عمر دوباره ای به عمو کرامت بده...غمگین

 

پسندها (1)

نظرات (2)

نسیم جون
12 اسفند 94 16:49
انشاا... دوباره سلامتی کامل را پیدا کنند. چه متن غم انگیزی!خیییییییییییلی ناراحت شدم خیییییییییییییییلی
مامان آرزو
پاسخ
ممنون عزیزم.خیلی دعا کنید واسشون
♥مامان مهشید♥
7 فروردین 95 12:04
آرزو جونم ان شاالله زودی خوب بشن و با سلامتی کامل به خونه و جمع گرمتون بپیوندن