هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

چه دغدغه ای داشتم برای گرفتن مای بیبی ت اما...

1394/9/12 23:45
نویسنده : مامان آرزو
248 بازدید
اشتراک گذاری

امروز ظهر داشتم با خاله اختر تلفنی صحبت میکردم،شما هم داشتی بازی میکردی که یه باره اومدی گفتی مامان دستشویی دارم گفتم چی مامان گفتی برم دستشویی منم دیدم خودت گفتی ازخاله خدافظی کردم وشما رو بردم دستشویی. شما نشستی و خیلی راحت دستشویی ت رو کردی و من شگفت زده شده بودم که بدون هیچگونه توضیحی خودت نشستی و کارت رو انجام دادی بعدم بلند شدی و گفتی خودمو بشورم تعجببعدم یه کم آب به خودت گرفتی که من شما رو شستم و اومدیم بیرون .خیلی حس خوبی بود اینکه دیدم داریم توی یه مرحله جدیدی پا میزاریم . اصلا فکر نمی کردم اینقدر راحت باشه و همیشه یکی از دغدغه هام این بود که چطوری این کار رو شروع کنم که امروز خودت بدون هیچ مقدمه و پیش زمینه ای کار رو شروع کردی. الهی مامانی فدات بشه که ناخواسته توی هرکاری با مامان همکاری میکنیبغل امیدوارم بتونیم بدون اینکه جایی از خونه آلوده بشه این پروژه نفس گیر رو به اتمام برسونیم خسته .بعد از اونم سعی میکردم مرتب ازت سوال کنم که پنج بار رفتی دستشویی و فقط یه بارش رو اشتباه گفتی.البته به این زودی ها تصمیم ندارم بزارم بدون مای بیبی باشی و مهم نیست چقدر زمان میبره تا کامل یاد بگیری مهم اینه که دختر خوشگل من اینقدر خانومه که خودش پیشقدم شد و قدم اول رو توی این کار برداشت.بوس

دخترک دوست داشتنی و بانمک من خیلی دوست داریم
 

پسندها (1)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مهشید مامان مهتا
1 دی 94 13:20
آفرینننننننن هستی جونم ادامه بده
مامان آرزو
پاسخ
خیلی پروژه ی سختیه
♥مهشید مامان مهتا
3 دی 94 13:53
فقط باید حوصله داشته باشی آرزو جون ولی نتیجه اش تمام سختی ها را پاک میکنه
مامان آرزو
پاسخ
امیدوارم که خیلی زود نتیجه بده الان که چندتا در میون میگه اما من موفق میشم