هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

هستی گلی شونزده ماهه شد...

1394/3/9 2:8
نویسنده : مامان آرزو
349 بازدید
اشتراک گذاری

هستی من از تو نوشتن و سرودن از تو زیباترین کار دنیاست. شاید ندانی ،اما لذتبخش ترین برنامه ریزی هایم وقتی است که برای خندیدن تو برنامه می ریزم.

بهترین روز دنیا، روزی است که تو سر حال و سلامتی و می خندی، بهترین روز دنیا روزی است که تو خوب غذا می خوری و من از ترس اینکه مبادا حواست به جای دیگری پرت شود حتی به زور نفس می کشم.

بهترین سرگرمی دنیا، بازی های کودکانه با توست،بهترین لحظه دنیا لحظه ای است که مادر صدایم کنی و من بی صبرانه گوشهایم را تیز کرده ام.

من بهترین مادر دنیا خواهم بود اگر آرامش را در آغوش من جستجو کنی و بوسه من بر پیشانی بی گناهت خواب شبانه ات را بر هم نریزد.

قدمهایت را هر روز میشمارم. هر روز قشنگ تر و محکم تر از قبل راه می روی، نیازی به تمرین با من نداری، خدا کار خودش را می داند، پروسه تکامل راه رفتنت خود به خود انجام می شود.

و بهترین  روز وقتی است که برای رسیدن به بادبادکی که آنرا به هوا پرتاب کرده ای بدو بدو کنی.

جمعه‌های با تو، بهترین جمعه‌های دنیاست...

عزیزم تو همه انگیزه من برای بودنی...

خدای مهربون رو هرچه‌قدر شکر کنم کمه. ای خدا هرکسی آرزوی بچه‌دار شدن رو داره،‌ نذار حسرت به دل بمونه.

و اما شانزده ماهگی گلم:

توی این ماه قشنگ عروسی خاله عاطفه رو داشتیم 18اردیبهشت.بابا بزرگ اینا یه مراسم اصفهان گرفتند اما عروسی اصلی اهواز برگزارشد.بعد از عروسی اصفهان چون بابایی نمی تونست مرخصی بگیره ما با عمو جعفر اینا رفتیم اهواز و بابایی روز قبل از عروسی اومد.عروسی خیلی خوبی بود و خیلی خوش گذشت. انشاله که خاله عاطفه خوشبخت بشه و همیشه با عمو جعفر در کنار هم خوش باشند.فرشته

تازگی‌ها شاید حدود ده دقیقه به تنهایی بازی می‌کنی و خودت رو سرگرم می‌کنی.

به سی‌دی خاله ستاره خیلی علاقه داری و روزی چند بار اونو می‌بینی.

وقتی ما به نماز می‌ایستیم کنار ما می‌ایستی و لب می‌زنی وای دلم می‌خواد بخورمت!

کابینت‌های آشپزخونه رو خیلی حرفه‌ای به هم می‌ریزیخندونکالبته سمت کابینت هایی که ظرفای شیشه ای داخلشه نمیری و فقط با کابینت قابلمه ها و ظروف پلاستیکی بازی میکنی چون بهت گفتم که بقیه ش خطرناکه شما هم که خیلی حرف گوش میکنی قربونت برم بوس

اجاق گاز رو کم و زیاد می‌کنیشاکیبا تمام این شیطونیها و پشتبندش بدو بدوهای ماخسته اگه یه لحظه صدات تو خونه نباشه میمیریم و با تمام وجود دوستت داریم محبت

و اینکه هر لحظه که از وجود دخترم لذت میبریم یاد بچه های مریض هستیم و از خدا برای همه عزیزای دلمون شفا میخوایمفرشته   

هستی 16 ماهه به روایت تصویر در ادامه 

بغل خاله عاطفه توی ماشین عمو جعفر به سمت اهواز

هستی خونه خاله عاطفه واسه مراسم جهازبرون در حال شیطنت

هستی داخل تالار عروسی...خیلی میرقصیدی و وقتی بهت میگفتم هستی از بین رقصنده ها بیا این طرف میخوری زمین میگفتی ندون(نکن) و ادامه رقصتو میرفتی خندهکه همه عاشق این ندون گفتنت شده بودندآرام

به ترتیب از راست به چپ:ویدا،هستی،آنا،امیرحافظ . قربونت برم که مثل الماس میدرخشی بین همه ی بچه ها

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)