هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

دختر خوب ما پانزده ماهه شد...

1394/2/9 1:51
نویسنده : مامان آرزو
367 بازدید
اشتراک گذاری

تقدیم به دختر یکی یه دونه مون....بهار قشنگ زندگیمون...هستی خانوم

عزیزم دخترم چون خنده ی صبح                      امیدی می دمد در خنده ی تو 

به چشم خویشتن می بینم از دور                   بهار دلکش آینده ی تو

عزیزم دخترم دست طبیعت                            اگر از ابرها گوهر ببارد

وگر از هر گلش جوشد بهاری                          بهاری از تو زیباتر نیارد

 سلام گل با طراوت من .بازم مامانی اومده تا برات بنویسه که چقدر عاشقته .وای که چقدر شیرین تر شدی و این روزا هر روز خدای مهربون رو واسه وجود عزیزت شکر میکنم ،واسه صدای خنده هات که خونمونو پر میکنه از عطر خدا،واسه شیرین کاریات ،واسه اینکه منو لایق حضور گرم تو دونسته .الهی همیشه شاد و سلامت باشی عزیزکم ...

توی این ماه سیزده به در رو داشتیم که باخانواده باباجان یعنی خانواده بابایی رفتیم باغ خودمون .که همگی10 نفر بودیم و بهمون خوش گذشت خدا رو شکر...

به جرات میگم که این روزا شیرین ترین روزهای زندگیمه ازت ممنونم که لذت مادر بودن رو  نصیبم کردی از اینکه منو با اون دستای کوچولو بغل میکنی سرتو میزاری روی شونم و محکم با دستای کوچولوت فشار میدی،از اینکه این قدر برات مهمم سر مستم،من همه سعیم رو میکنم تا مادر خوبی باشم ...ای کاش همین طورم باشه...

خداجوووووونم شکرررررررت خودت میدونی واسه چی میگم ....خدای من تو خیلی مهربونی ازت ممنونم بغل

عکسای سنجد مامان در ادامه

 

هستی من روز سیزده به در توی باغ. امسال سال دومی بود که هستی جونم سیزده بدر رو با ما بود که پارسال

به خاطر اینکه کوچولو بودی ما اصلا بیرون نرفتیم و فقط یه کوچولو با ماشین دور زدیم و اومدیم خونه اما امسال

حسابی تلافی کردی و یه لحظه روی زمین ننشستی و همه ش داشتی بازی میکردی قربونت برم ...

 

یه روز صبح هستی ژولی پولی مامان وقتی از خواب بیدار شد و با خنده گفت امام(حمام) میخوامخنده

اینام عکسای حمامش که حسابی کیف کرده بودخندونک

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)