هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

دردانه دختر ما ده ماهه شد...

1393/9/9 1:52
نویسنده : مامان آرزو
450 بازدید
اشتراک گذاری

   دختر رویایی من، هستی بی نظیرم، 10 ماهگی ات خجسته باد

روزها ميگذرند و ماهها مي آيند...
روزهاي يك رقمي، روزهاي دو رقمي، ماههاي يك رقمي و ماههاي دو رقمي...
اعداد در بودن تو معنا مي يابند و هر روز كه مي گذرد، شهد زندگيمان با تو شيرين تر مي شود.
زيبايم... امروز كه بگذرد ده ماه است كه تو را داشته ام
ده ماهگي ات مبارك ترنم دلنشينم !

هستی جونم شما ده ماهه شدی و کم مونده تا یک ساله بشی. همیشه دوست داشتم زودتر بزرگ بشی ولی دیگه الان دوست دارم همینقدری بمونی.همین قدر شیرین و بامزه.همین قدر مهربان و رو خندان.بوس

البته الان دیگه می تونی به سرعت برق و باد چهار دست و پا بری و بدون کمک وایسی و حتی چند قدم کوچیکم برداری. هر جا بریم توجه همه رو به خودت جلب می کنی با بازیهات و شیرین کاریهات.آرام فقط چیزی که ناراحتم می کنه زمین خوردنها و سر و صورتت که به میز و این طرف اون طرف می خوره چون همش می خوای همه جارو تجربه کنی. و چیز دیگه اینه که بعضی روزها کم غذا می شی و منو ناراحت می کنی.غمگینوقتی 9ماه و دو هفته داشتی واسه اولین بار گفتی دد و خودت از خوشحالی ما بیشتر خوشحال شده بودی و ذوق میکردی از اینکه تونستی حرف بزنی.بوسعاشق آهنگ اوفی اوفی از شهرام آذری و وقتی بعد ازمحرم این آهنگ رو برات گذاشتم خیلی ذوق کردی و با اینکه مدتی بود این آهنگ رو نشنیده بودی اما یادت بود .خیلی واسه ما جالب بود.تعجب خیلی خوشحال شدی و خندیدی وحسابی رقصیدیآراموقتی که بهت میگیم لالا هرجایی باشه خیلی خوشمزه سرتو میزاری روی زمین و لالا میکنیزبانراستی این ماه یاد گرفتی بوس بفرستی گل دخملی من بوسویه خبر خیلی مهم اینکه:

عزیز دلم،17آبان ساعت نه و خورده ای شب وقتی که 9ماه و 8روز داشتی اولین قدمهای کوچولوت رو برای اولین بار توی اولین ماه 2 رقمی زندگی ت برداشتی ...هوراااااااااجشن

راستی یه خبر خوب دیگه اینکه تاریخ 8 آذر اولین دندونت جوونه زده هوراااااااا تشویق وای عزیزم چقدر خوشحال شدم خونه مامان بزرگ بودم فورا زنگ زدم به بابایی و گفتم دخترم دندونش بیرون اومده اونم از خوشحالی کلی ذوق زده شده بود.عزیز دلم بهترین لحظه های زندگی من و بابا همین روزاییه که در کنار توییم و هر روز بزرگ شدن تو ما رو کلی ذوق زده میکنه .عزیز دلم اولین مرواریدت مبارکت باشه یادت باشه که باید از دندونات خوب مواظبت کنی چون به راحتی در نمیاد ،هم خودت اذیت میشی و هم منآرام

دیگه کم کم باید واسه جشن دندونی و قدمت خودمونو آماده کنیم جشنو چون تقریبا همزمان شده تصمیم داریم باهم جشن بگیریم.خیلی برنامه ها دارم امیدوارم که همون جشنی بشه که دلم میخواد و در شأن شماست نفس مامان بوس

یک ماه  عاشقی دیگربه روایت تصویر!!!

 

اول بگم که مامانی شرمنده این ماه نتونستم خیلی ازت عکس بگیرم آخه حسابی درگیر کارای جشنت بودم...خجالت

 

هستی خانوم تازه از خواب بیدار شده با چشمای پف کرده نمیدونم با کی داره با تلفن برعکس حرف میزنهخندونک

   

اینجا بعد از جشن دندونی وقدمت که لباسات رو عوض کردی و لم دادیآرام

هستی با عینک عمه نجمه خندونک

 

اینم چندتا عکس خوشگل و هنری در آغاز دومین زمستان زندگیتزیباکه توی حیاط بابابزرگ ازت گرفتیم،اینجا سوم دی ماهه و بابایی از طرف بانک براشون کلاس گذاشته بودند که ما هم همراهش رفتیم  چشمکاینقدر عکسا خوشگل بود که نتونستم از هیچکدمشون بگذرم و همه شون رو گذاشتم خندونک

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)