هستی دنیای مامان و بابا

روزت مبارک پرنسس کوچولوی من...روز کودک

1397/7/16 23:09
نویسنده : مامان آرزو
30 بازدید
اشتراک گذاری

می خواهم باشم! برای چشمانت! که ستاره شبهای تاریک من است!

برای شنیدن خنده هایت ، برای تصور آینده های هنوز نیامده!

چه فرق می کند؟ چه واقعی چه تصور!

خنده های توست که دلهره های همیشه ام را می رباید!

می رباید و از همه حس ها آنچه به من برمی گردانی شادی و آرامش است…بخند!

به خاطر کودکانی که امشب در هر جایی از دنیا متولد شده اند.

تو که می خندی ، زمین آبستن کودکانی از جنس لبخند می شود!

کودک که باشی به خاطر کودکان که بخندی 

به کودک بودنهایشان که می خندی زیبا می شوی .

بعد بشین در گوشه ای خلوت از تنهایی هایت شعرهایم را بخوان و باورم کن.

مرا و عشقم را! آنوقت ایمان دارم که از این بیشتر شاعر می شوی! 

کودکی اگر که کرده باشی

اگر که چهار دست و پا در آفتاب روی خاکهای حیاط رفته باشی!!!!! 

و به ریش دنیا خندیده باشی! و رفته باشی ،

به اینهمه قصاوت که خندیده باشی

آنوقت حتما شاعر می شوی!کودکی اگر که کرده باشی…

می خواهم بمانم ! ماندنم گران اگر که تمام شود حتی!

دارم کودکی هایم را به یاد می آورم!

تو که می خندی جهان به زیبایی لبخند حقیقی کودکیهایم می شود…

کودکی نکرده ام، سالهاست. حالا که می توانی ،

حالا که فقط تو می توانی بخندانیم ، بخند که دارم باز میگردم به کودکی…

به روزهای خنده های واقعی ، به روزهای مهربانیهای بی مهابا،

به آن روزهایی که هنوز جدایی را نمی دانستم که چیست…

چه اهمیت دارد که کودکی کرده باشم یا نه، چه اهمیت دارد؟

تو که باشی تو که می خندی دوباره کودک می شوم… .

بخند…با من …برای من…همین!

هنوز دوستت دارم و هنوز همین برای ادامه حیاتم کفایت می کند…

روزت مبارک پرنسس کوچولوی من

امروز روز کودک بود و منم به این مناسبت دختر قشنگم رو بردم خانه کودک،خیلی بهت خوش گذشت و یه عالمه بازی کردی و خوشحالی کردی،انشاله که همیشه مثل امروز شاد و خوشحال باشی دختر قشنگم

چند تا عکس از این لحظات شاد دخترکم

 

 

آخه من چی بگم به این دختر شیطونشاکیآرام

 

جذاب ترین قسمت خانه بازی از نظر هستی جون،قسمت شن بازیچشمک

 

قربون نگاه پر از شیطنت برمزیبا

 

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف