هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

بهار زندگیمون پنجاه و یک ماهه شد...

1397/2/9 22:13
نویسنده : مامان آرزو
185 بازدید
اشتراک گذاری

دخترم دوستت دارم به اندازه ی یک مادر
به خودم قول دادم نزارم تنها بمونی
یادت میدم دوست پیدا کنی،یادت میدم  که بازی کنی،بیرون بری...
یادت میدم وقتی صدای قلبت رو شنیدی هم معشوق باشی و هم عاشق
نمی زارم تنها بمونی
آزادت میزارم که روش زندگیت رو خودت انتخاب کنی،راه رو نشونت میدم اما هولت نمیدم به سمت آرزو های خودم،آزادت میزارم که بری و از من فاصله بگیری و آرزوهات رو جدی بگیری.
دخترم یه روز بزرگ میشی و من از حالا دلم میگیره
دخترم بزرگ می شی و من چقدر دلتنگ این روزهای شیرین بچگیات میشم

نازنین دخترم پنچاه و یک ماهگیت مبارک گلم

یک ماه دیگه هم از حضورت تو زندگیمون گذشت و ما با در کنار تو بودن عشق کردیم،چه خوبه که این روزا هستی و ما هر لحظه به خاطر بودنت شکرگذار خداییم
خدا رو شکر روزای قشنگ بهاری رو با دلخوشی در کنار همدیگه میگذرونیم،هوا این روزا فوق العاده ست و پر از حس خوب،با اومدن بهار باغمون داره هر روز خوشگلتر میشه همه ی باغ سبز شده و پر از گل،وقتی یه نم بارون میاد فقط دلت میخواد توی باغ نفس عمیق بکشی و از این هوا لذت ببری
 و ما هم تقریبا" هر روز عصر بعد از اینکه از مهد قرآن برمی گردیم میریم باغ و شما بازی و دوچرخه سواری میکنی و حسابی بهت خوش میگذرهآرام

خدایا شکرت به خاطر همه چیز،مرسی که هوامونو داری

چندتا عکس از حال و هوای این روزهای گل همیشه بهار مامان

ایشون زندگی مامانی هستند که خنده ش می ارزه به کل دنیابوس

 

خوشتیپ مامانی در حال رفتن به کلاسمحبت

 

هستی جون و اسماء گلی(هم کلاسیت)محبت

باغ بهاریمون که بهار خوشگلیشو چند برابر کردهزیبا

اینجا خودت ژست می گرفتی و میگفتی ازم با گل محمدیا عکس بگیربوسعجیب عاشق گل محمدی شدی،محاله از کنارش رد بشی و یه دسته نچینیشاکی

 

امسال هفتمین سالیه که ولادت امام حسین نذری برنج و قیمه دادیم،خدا رو شکر مثل هر سال عالی شده بود،الهی که امام حسین خودش حوائج دل همه رو بده و کمکمون کنه که این کار رو ادامه بدیم،امسال هم رفتیم خونه بابابزرگ پختیم و مامان بزرگ خیلی زحمت کشید و خیلی خوشمزه شده بودآرام

 

هستی و ارغوان و ارسلانشبی که نذری داشتیم دعوتشون کردیم اومدند خونه بابابزرگ...

 

با خاله آذر اومدیم به قول شما میدون شاهچشمک

 

با مامان بزرگ و هستی جون اومدیم پارک دم خونه بابابزرگ اینامحبت

 

راه پله های بهاری مونزیبااینجا داشتم ازت عکس میگرفتم یه باره یه گنجشک نشست پشت شیشه یه باره گفتی مامانی جینجش اومده اول متوجه نشدم منظورت چیهسوال یه باره با اشاره ت فهمیدم منظورت گنجشک و خیلی بهت خندیدمخندونک

 

پسندها (5)

نظرات (4)

مامان صدرامامان صدرا
25 خرداد 97 6:45
ماهگردت مبارک خوشتیپ عسلی🤗
ای جوووونم جینجش😅😅
احسانتون قبول باشه ❤
مامان آرزو
پاسخ
ممنون عزیزم محبت
مامان ارشیا و پانیامامان ارشیا و پانیا
25 خرداد 97 8:37
مبارک باشه. نذری تون هم قبول باشه.
مامان زهرهمامان زهره
5 مرداد 97 13:41
51 ماهگیش مبارک باشه محبت انشالله تولد 500000 هزار سالگیش رو جشن بگیریدبوسبوس
مامان آرزو
پاسخ
انشاله،ممنون از دعات عزیزممحبت
هدیه انباهون
20 شهریور 97 18:21
بای بایمعنی دوست داشتن دوختر