هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

یه سفر عالی با خانواده سه نفره مون...شمال

1397/2/21 23:48
نویسنده : مامان آرزو
528 بازدید
اشتراک گذاری

سلام جوجه رنگی مامان،من برگشتم با یه پست پر از عکس
روز دوشنبه هفدهم اردیبهشت ماه طبق برنامه ریزی که از قبل کرده بودیم صبح ساعت هفت سه نفری زدیم به دل جاده و راهی شمال کشور شدیم،اما اینبار مقصدمون به سمت بابلسر در استان مازندران بودبا یه عالمه انرژی راه افتادیم،چند ساعتی رفتیم تا رسیدیم به تهران ساعت حدود 10.30 بود که زدیم کنار و یه صبحانه تپل زدیم بر بدن و دوباره راه افتادیم واسه باقی راه،ساعت حدود 2.30 بود که رسیدیم مازندران،یه جایی ایستادیم نهار خوردیم و رفتیم به سمت ویلامون که از طرف بانک رزرو کرده بودیم،ویلامون جاده بهنمیر بود ساعت نزدیک به چهار بود که رسیدیم ویلاخستهرفتیم کلید ویلا رو گرفتیم،یه ویلای نقلی و دوست داشتنی با تمام امکاناتاومدیم وسایلمون رو جادادیم و لباسهامون رو عوض کردیم و رفتیم داخل محوطه ویلا،خیلی بزرگتر از محوطه ویلایی بود که پارسال زیباکنار گرفتیم،خیلی هم به ساحل نزدیک بودیم یه کمی خوراکی برداشتیم و رفتیم دم ساحل ،شما هم که رسیده و نرسیده ماسه بازی رو شروع کردی و تقریبا" تا وقتی هوا تاریک شد مشغول بازی بودی،بعدم اومدیم ویلا و رفتیم رستوران شام خوردیم و بعدم از خستگی زود خوابیدیمخوابصبح روز سه شنبه رفتیم داخل رستوران صبحانه رو خوردیم و کل روز رو به گشتن اطراف محوطه گذروندیم،رفتیم باغ پرندگان و باغ وحش،اسب سواری،شهر بازی،قایق سواری و...اینقدر جاهای دیدنی داشت که اصلا" حس نکردیم یک روز کامل در حال گشت و گذار بودیم و در نهایت مثل روز قبل عصر که شد رفتیم لب ساحل و شما مشغول آب بازی و ماسه بازی شدی تا وقتی که هوا تاریک شد،اومدیم ویلا شما رو حمام کردم و رفتیم شام خوردیم بعدم رفتیم بازارچه صبح روز چهارشنبه بعد از خوردن صبحانه زدیم به دل جاده به سمت نمک آبرود،فاصله ی ما با نمک آبرود حدود دوساعتی بود خوش خوش رفتیم سمت نمک آبرود و توی مسیر یه دو ساعتی سی سنگان ایستادیم که واقعا" جای قشنگی بودزیبااینقدر مسیر دوست داشتنی بود که اصلا" حس نمیشد که توی مسیریم،از نمک آبرود نگم برات که بهشت روی زمین بود همه جا سبز بود و سبز،تا عصر نمک آبرود بودیم،داخل نمک آبرود سوار تله کابین شدیم،تجربه ی بی نظیری بود،البته ما قبلا" هم سوار تله کابین شده بودیم اما اصلا" این ربطی به اون قبلی ها نداشت،وقتی سوار تله کابین شدیم از وسط یه عالمه جنگل و درخت رفتیم ته جنگل،اونجا پیاده شدیم ،اما جنگل که نبود بهشت بود بهشت،یه عالمه توی جنگل گشتیم و نهار خوردیم و رفتیم عکس سنتی گرفتیم،شما یه عالمه بازی کردی بعدم دیگه بارون نم نم شروع به باریدن گرفت و عصر شده بود که سوار تله کابین شدیم و برگشتیم،میخواستیم سوار سورتمه بشیم که متأسفانه به خاطر اینکه بارون گرفت تعطیل بود،توی این فاصله رفتیم شهر بازی نمک آبرود و شما یه عالمه بازی کردی اما بارون قطع نشد و سورتمه ها باز نکردند،هوا داشت تاریک میشد که از نمک آبرود خداحافظی کردیم و با یه عالمه حال خوب و انرژی برگشتیم سمت ویلامونرفتیم رستوران شام خوردیم و بعدم اومدیم یه کمی دم ساحل نشستیم و بعدم رفتیم ویلا و از خستگی به یه خواب عمیق فرو رفتیمخوابصبح روز پنجشنبه رو اختصاص دادیم به گردش داخل شهر بابلسر،رفتیم باغ وحش،اسکله و پل معلق معروف بابلسر رو دیدیم و بعدم نهار رو داخل بابلسر خوردیم،عصر هم رفتیم دم ساحل و با مامانی یه عالمه آب بازی کردیم و تا تاریک شدن هوا دم ساحل بودیم بعدم برگشتیم ویلا شما رو حمام کردم و رفتیم بیرون شام رو خوردیم و رفتیم بازارچه و بعد سه تایی رفتیم پیاده روی و ریه هامون رو پر از هوای پاک و تمیز کردیم،پنج شنبه شب آخرین شب این سفررویاییمون بود حسابی راه رفتیم و لذت بردیموقتی برگشتیم ویلا با کمک بابایی همه ی وسایلمون رو جمع کردیم وخوابیدیم،صبح جمعه ویلا رو تحویل دادیم و رفتیم صبحانه خوردیم،با بابلسر با یه عالمه خاطره خوب خداحافظی کردیم به امید اینکه خیلی زود دوباره با دل خوش بیایمبای بایمن که واقعا" هنوز هم دلم نمیخواست برگردیم اما چه کنیم که چاره ای نبودغمناکتوی مسیر برگشت رفتیم محمود آباد،رفتیم پیش شالیزار های برنج نشستیم میوه خوردیم و بعد هم راه افتادیم اومدیم سمت خونه،بی وقفه تا کاشان اومدیم،کاشان ایستادیم نهار خوردیم و بعد هم مستقیم اومدیم خونه و خدا رو شکر پنج روز عالی و رویایی رو پشت سر گذاشتیم و لحظات قشنگی رو کنار هم گذروندیم،در کل خیلی مسافرت عالی بود و واقعا" هوا و طبیعت شمال توی ماه اردیبهشت بی نظیر بود،شما هم خیلی دختر خانم و خوش رفتاری بودی ممنونم ازت عشقم 

یه عالمه عکس خوشگل از این چند روز در ادامه

خانوم خانوما داره چمدونش رو میبنده واسه سفربوس

اینجایی که ایستادیم مازندران زیرپامونهمحبت

روز اول محوطه اطراف ویلا،بهنمیر

 

 

 

 

 

با اینکه صبح تا شب همه ش در حال بازی و گشت و گذار بودی بازم شب که می اومدی با انرژی همه جا رو بهم میریختی البته با کمک بابایی شاکی

این چند روز خیلی ماسه بازی کردی،اما بازم زمانی که میخواستیم بیایم راضی نبودی و دلت میخواست بیشتر بازی کنیشاکی

 

 

باغ وحش و باغ پرندگان بهنمیرزیبا

 

 

 

یه کار خیلی قشنگی که دم ساحل کرده بودند این بود که قایق های فرسوده رو پر ازگل کرده بودند و با فاصله نزدیک ساحل گذاشته بودند که نمای خیلی قشنگی به اونجا داده بودمحبت

 

سی سنگانزیبا

 

 

روز سوم نمک آبرود

ماسه تا باهم حالمون خوبهخدایا شکرت...

عشقای مامانی

 

 

 

تله کابین و نم نم بارون زیبا

 

جنگل زیبای نمک آبرود

نفس مامان منتظر غذاستبوس

 

با این بچه ها دوست شده بودی با همدیگه سنگ پرت میکردید داخل آب و کیف میکردیآرام

اینم خانواده ی قجری مازیبا البته چون از روی شاسی عکس گرفتم یه کمی بی کیفیتهآرام

این مجسمه های عروسکی بامزه خیلی نظرتو جلب کرده بود و یه عالمه باهاشون بازی کردی و خیلی خوشت اومده بود ازشونچشمک

 

 

 

 

شهربازی نمک آبرودچشمک

 

روز چهارم بابلسر

پل معلق معروف بابلسرزیبا

اسکله های تفریحی زیبای بابلسرزیبا

 

باغ وحشآرام

 

قفس خرسا یه کمی بو میداد که شما رو حسابی کلافه کرده بودخندونک

 

نفس مامانی

 

 

محمود آبادزیبا

 

روز آخر

 

شالیزارهای زیبای برنجزیبا

اینم آخرین عکس از سفر پنج روزه ما

خداجونم ممنونم به خاطر همه چیز

پسندها (9)

نظرات (6)

مامانمامان
23 خرداد 97 9:46
همیشه  به شادی
مامانی گیتا جون و برديا جونمامانی گیتا جون و برديا جون
23 خرداد 97 10:53
همیشه به گردش و شادی ان شاا...
مامان آرزو
پاسخ
ممنونگل
مامان صدرامامان صدرا
23 خرداد 97 12:03
همیشه به گردش و تفریح
حال دلتون خوب خوب خوب ❤
مامان آرزو
پاسخ
ممنون عزیزم،انشالهگل
عمه فروغعمه فروغ
23 خرداد 97 17:10
همیشه به سفرآرام چه عکس های قشنگیگل
مامان ارشیا و پانیامامان ارشیا و پانیا
24 خرداد 97 6:04
خوش باشید.
مامان ارشیا و پانیامامان ارشیا و پانیا
25 خرداد 97 8:40
با افتخار دنبال شدید. میشه لطف کنید و پست اخر منو لایک کنید. ممنون می شم.گل​​​​​​​