هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

دلبر مامان چهل و نه ماهه شد...

1396/12/9 20:54
نویسنده : مامان آرزو
257 بازدید
اشتراک گذاری

من هنری ندارم 
جز اینکه مادرانه تو را دوست بدارم
جای هوا،نفسم بند نفست باشد
جای باران،چتر آغوشت شوم
و زبانم لال...
جای خدا تو را همه جا ببینم
و تو را...
مادرانه 
عاشقانه 
ببویم و ببوسم...
زیرلب برای چشمان معصومانه ات شعر بخوانم
پروانه وار به دورت گردم
و نام زیبای تو ذکر عشق شود برایم
من هنری ندارم جز،
گم شدن در حال و هوای کودکانه ات 
بین خنده ها و بازیهایت
لا به لای دستان کوچک و ظریفت
من هنری جز مادر بودن ندارم
برای آغوش خوش عطرتو دخترم

جشنچهل و نه ماهگیت مبارک شیرین زبون مامانجشن

خیلی خوشحالم که مامان دختر دوست داشتنی مثل تو هستم نفس مامان
اینرواز روزای بعد از تولدت رو سپری میکنیم،همه ش داری از تولدت حرف میزنی و هی با اسباب بازیهات واسه عروسکات کیک درست میکنی و واسشون تولد میگیری،همچنان با عکس خیلی میونه خوبی نداری اما روز به روز شیرین زبون تر میشی و گاهی حرفایی می زنی که من یه عالمه وقت دارم بهت میخندم و تو شاکی میشی که چرا بهت میخندمآرام
یه روز داشتی با یکی از عروسکات بازی میکردی عروسکت از این مدل خواب و بیداریا بود انگار تا حالا توجه نکرده بودی که وقتی بلندش میکنی چشماش رو باز میکنه وقتی واسه اولین بار دیدی خیلی تعجب کردی و گفتی مامانی ببین عروسکم وقتی منو میبینه چقدر غافلگیر میشه و چشماش رو با تعجب باز میکنهخنده
چند روز پیش داشتی روی کاغذ مداد رنگیاتو قاطی میکشیدی بهت گفتم هستی جون چرا روی هم رنگا رو میکشی یه باره گفتی رنگا رو هم تأثیر میزاره مثلا" قرمز و زرد باهم که مخطوط(مخلوط) بشند میشه رنگ نارنجیتعجببهت گفتم آفرین اینو از کجا یاد گرفتی گفتی داخل برنامه کودک میگفت،دیگه میخواستم گازت بگیرم اما خودمو کنترل کردمبوس
یه روز داشتی شیر کاکائو میخوردی یه باره ریختی رو زمین داشتم پاک میکردم بهت گفتم هستی چرا مواظب نیستی و میریزی روی زمین گفتی مامان حالا که دیگه گذشته اونم یه خاطره بود فراموشش کنشاکی
وقتی یه کار اشتباهی میکنی و بهت تذکر میدم میگی حق با شماست مامانی وقتی بهت می خندم میگی مامانی خدا عاشقته با این خنده های شیرینتزیباآخه چی بهت بگم من با این زبون شیرینتبوس
بهت میگم هستی آرزوت چیه میگی آرزوم اینه یه پرنسس باشم توی یه باغ پر از گل باشم و یه گل سبز داشته باشم با دو تا بالزیبایعنی عاشقتم با آرزوهای قشنگت،مامانی هم آرزوش اینه که خدا تو رو برامون حفظ کنه و عاقبت به خیر بشی...الهی آمین

چندتا عکس از اینروزای دلبر مامان در ادامه

فرشته کوچولوی مامان داره نماز میخونهفرشته

 

اینم نقاشی خوشگل شمازیبا

وقتی هستی جون با بالشت و جوراب و دستمال کاغذی خلاقیت به خرج میده و این آدمک رو میسازهچشمک

با من اومدی آرایشگاه و دختر خانم آرایشگر این لاک های خوشگل رو واست زدزیبا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)