هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

آمد بهارجانها...نوروز97

1397/1/11 2:30
نویسنده : مامان آرزو
154 بازدید
اشتراک گذاری

یا مقلب القلوب و الابصار
ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها
یا مدبرالیل و النهار
ای تدبیر کننده روز وشب
یا محول الحول و الاحوال
ای دگرگون کننده حالی به حالی دیگر
حول حالنا الی احسن الحال
حال مارا به بهترین حال دگرگون کن

و انتهای این قصه ی سرد و سفید
همیشه سبز خواهد بود...

عیدت مبارک گل همیشه بهار مامانی

دختر زیبای من با وجود تو هر روز ما عید است و ما چه خوشبختیم که هفت سین مان چند سالی است رنگ بوی تو را دارد،دخترکم الهی که امسال لحظاتت پر باشه از شادی،سلامت،خنده،عشق،آرامش،موفقیت،خوشبختی در کنار عزیزانت
خدا جونم ممنونم به خاطر همه چیز،به خاطر تک تک ثانیه هایی که نفس کشیدیم،تک تک لحظه هایی که زندگی کردیم،همه لحظاتی که خندیدیم و خوش بودیم،خدای مهربونم ازت ممنونم که یکبار دیگه بهمون فرصت دادی تا قدری بیشتر روی زمینت زندگی کنیم و بازم با دیدن این بهار زیبا روح و جسممون زنده بشه،خدا جونم ازت ممنونم که مواظب عزیزام هستی،خداجونم ممنونم که بهمون یه دل خوش و تن سالم دادی تا بتونیم بازم با اشتیاق بیایم به استقبال بهار زیبات،خدا جون تو خیلی خوبی،خدا جون چقدر خوبه که توهستی،میخوام در آغازین روزهای سال جدید بازم همه چیزم رو بسپارم دست خودت که خودت بهترین گرداننده ای،خدای مهربونم توی این سال جدید مثل همیشه هوامون رو داشته باش و یک لحظه هم ما رو به حال خودمون واگذار نکن،خدا جونم مثل همیشه دختر قشنگم رو میسپارم دست خودت،خودت مواظبش باش و کمکش کن تا همیشه شاد و خوشبخت باشه،خدای خوبم چقدر خوبه که دارمت
امسال کاملا هفت سین رو درک میکردی و همه ی ظرفهای هفت سین رو هم خودت پرکردی،امسال هفت سینمون خیلی ناز بود یه سری حباب بود که قبل از عید سفارش داده بودم که با ریسه های خوشگل آویزون کردیم به یه درخت،خیلی هفت سین مون رویایی شد،وقتی بهت میگفتیم هفت سین شامل چه چیزایی هست میگفتی،سیب،سماخ(سماق)،سکه،سبزه،سنمو(سمنو)،سیر،آبغور(منظورت سرکه بودخندونک)نمیدونم چرا اسم سرکه رو یادت میرفتخندهماهی قرمزمون رو خیلی دوست داری و وقتی داریم آبش رو عوض میکنیم شما میای کمک و خیلی شجاعانه برشون میداری میندازی توی تنگشون،آفرین دختر شجاع مامان.
ایام عید همه ش به عید دیدنی گذشت،دو روزی رفتیم اصفهان خونه بابابزرگ،دو روز هم همگی رفتیم باغ خاله اختر اینا که خیلییییی بهمون خوش گذشت،در کل تعطیلات با آرامشی بود و من ازش راضی بودمچشمکانشاله که با همین فرمون میریم جلو و امسال میشه آغاز بهترین سال های زندگیمون،انشاله...
چند تا عکس از تعطیلات نوروزی نفس مامان در ادامه

پرنسس کوچولوی مامان کنار هفت سین خوشگلمون

 

 

اینم عیدی بامزه من و بابایی به دختر گلمون زبان

باغ سرسبز ما توی اولین روز بهارزیبا

واسه عید دیدنی که رفتیم خونه بابابزرگ،با خاله و مامان بزرگ اومدیم پارک دم خونه شونعینک

 

وقتی رفته بودیم باغ خاله اختر نون خونگی پختیم که شما هم یه عالمه بازی کردی و این نون خوشگلو با دستهای کوچولوت پختیمحبت

 

پسندها (1)

نظرات (0)