هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

دخترک شیطون مامان خورده زمین ...

1394/6/1 2:48
نویسنده : مامان آرزو
315 بازدید
اشتراک گذاری

دیشب رفته بودیم پارک. چند تا از دوستامونم بودند شما از اونجایی که عاشق آبی من داشتم از فلاکس آب بر میداشتم که شما اومدی روی پای من تا بتونی فلاکس آب رو باز کنی که تا من اومدم بگیرمت باسر رفتی روی فلاکس آب .الهی مامانی واست بمیره یه کمی گریه کردی اما مثل همیشه که مرهم دردات بوس های من و بابایی با چندتا بوس آروم شدی و دوباره رفتی سراغ فلاکس آب و شروع کردی آب ریختن توی لیوان. بعدم که همراه بابایی رفتی توی اسباب بازیا و کلی بازی کردی. وقتی اومدیم توی خونه دیدم که بینی ت یه کم خراش برداشته بوده و ما توی پارک ندیده بودیم.خودتم یه کمی احساس درد میکردی اما شیر خوردی و خوابیدی خیلی ناراحت شدم و اعصابم خورد شد که دختر صبور من بینی ش اینطوری شده بوده و اینقدر زود آروم شدهگریهباور کن اینقدر ناراحت شدم که دلم نمیومد ازت عکس بگیرم اما گفتم بزار چندتا عکس بگیرم تاا خودت بزرگ شدی ببینی چقدر شیطون بودی الهی قربونت برم چشمک

هستی گلم ،دخترم تو هیچوقت من و بابایی رو اذیت نکردی حتی وقتی خیلی کوچولو بودی هیچ شبی با بیخوابی هات، با گریه هاو بهونه های الکی ما رو اذیت نکردی همیشه یه دختر خوب و دوست داشتنی بودی،هیچ وقت بدقلقی نکردی.حتی اونموقع که هنوز نمیتونستی حرف بزنی همیشه یه جوری منظورتو بهم رسوندی. هستی جونم هر موقع باهات حرف میزنم احساس میکنم من جوری تو رو میفهمم که شبیه هیچ کس نیست.دختر مهربونم نمیدونم چرا توی این پست یه باره دلم خواست که بنویسم که بهت افتخار میکنیم.تو همیشه یه دختر شاد و شیطون بودی که من و بابایی عشق کردیم باهات .خدا جونم ازت ممنونم که هیچ وقت نزاشتی بابت دخترم دل نگرانی داشته باشم کمکش کردی خیلی زود بتونه بشینه،راه بره ،حرف بزنه ....خدا جونم خودت مراقب دخترم و همسرم باش .اونا تکه هایی از قلب من هستند که بیرون از تنم هستند پس میسپارمشون به خودت که مهربونترینی....

عکسای هستی شیطون در ادامه متنظر

الهی مامان دورت بگرده، هستی با ددل ( کچل که به قول خودت ددلخنده خیلی این عروسکتو دوست داری)

 

پسندها (2)

نظرات (2)

عمه آنیتا
5 شهریور 94 14:41
واااای عزیزم چه خوشگله این هستی خانم امروز تولد خواهرزادمه حوشحال میشم بیای و براش یادگاری بنویسی عزیزم
مامان آرزو
پاسخ
مرسی عزیزم چشم حتما
مهشید مامان مهتا
8 شهریور 94 12:16
الهیییی قربونت بگردم خاله که اووخ شدی اشکال نداره بزرگ میشی یادت میره
مامان آرزو
پاسخ
مرسی خاله جوونم دوست دارم.مهشید جون بیا از این روطرفا ما این مهتای گلمونو ببینیم