هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

یه روز خوب برفی...

1396/11/8 23:57
نویسنده : مامان آرزو
117 بازدید
اشتراک گذاری

بلاخره زمستان خودشو نشون داد و زمین با اولین برف زمستونی سفید پوش شد وحسابی خوشحالمون کردراضیاینقدر این چند وقت دعا کردی برف بیاد که مطمئنم خدا صداهای قشنگ تو رو شنید و با این برف خوشگل خوشحالت کرد،دیشب وقتی واسه دور دور اومدیم بیرون برف شروع به باریدن گرفت اما خیلی شدید نبود،اما همینم خیلی عالی بود و خیلی خوشحال بودم که آرزوت برآورده شده شما هم هی میگفتی مامان بیا آدم برفی درست کنیم،بهت گفتم مامانی باید یه عالمه برف جمع بشه تا بشه آدم برفی درست کرد،شب وقتی داشتیم میخوابیدیم هنوز برف داشت میبارید،خودمم خیلی ذوق داشتم که برف بیاد حتی شب تا صبح چند بار بیدار شدم و رفتم دم پنجره ببینم برف میاد یا نهزبانصبح که از خواب بیدار شدم دیدم یه لایه کوچولو برف روی زمین نشسته،میخواستم از خواب بیدارت کنم که بابایی زنگ زد گفت ظهر که از سرکار اومدم میبرمتون برف بازی،ظهر که بابایی اومد بعد از خوردن نهار سه تایی رفتیم واسه برف بازی،یه عالمه با همدیگه برف بازی کردیم وعکس گرفتیم،خیلی حال داد شاید به ما بیشتر از تو،چون برف بازی و آدم برفی درست کردن با یه دخترک شیرین و خوش زبون خیلی حال میدهچشمکبرگشتیم خونه که دوباره از سر شب برف شروع به باریدن کرد اما اینبار خیلی تند و با دونه های درشت،بعد از یه ساعت یه عالمه برف روی زمین نشست،ما هم دوباره شال و کلاه کردیم و اومدیم دم خونمون وسه تایی یه آدم برفی خوشگل درست کردیم فقط به عشق شمامحبت
ممنونم خدا جونم به خاطراین برف قشنگ واین روز قشنگ،امیدوارم این برف واسه همه زیبا باشه


زمستان است دیگر
دل زمین به برف گرم است!
دل من به تو

عکسای برفی دختر مامان در ادامه

الهی قربونت برم یه عالمه بازی کردی و خوش گذروندی و من کیف کردم از دیدنت منتظر

 

 

اینجا دستات خیلی سرد شده بود و گرفته بودی جلو بخاری که گرم بشه که موقع گرم شدن دستات میسوخت و شما گریه میکردیخندونک

 

عشقای مامان در حال درست کردن آدم برفیمحبت

 

این آدم برفی رو هم وقتی از برف بازی اومدیم کشیدیزیبا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)