هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

اولین تجربه رفتن به دندانپزشکی...

1396/8/21 0:33
نویسنده : مامان آرزو
171 بازدید
اشتراک گذاری

چند وقتی بود که دنبال یه مطب دندون پزشکی خوب بودم که مخصوص اطفال باشه و در عین حال که محیط خوبی داره کارشون هم خوب باشه تا شما رو واسه معاینه دندونت ببرم،اول میخواستم همینجوری ببرمت ببینم که وضع دندونات به چه صورته تا اینکه چند شب قبل وقتی داشتم واست مسواک میزدم دیدم که روی دو تا از دندونای آسیابت سیاه شده اما خدا رو شکر اصلا" تا امروز دردی نداشتی خیلی ناراحت شدم غمگینآخه تو خیلی اهل شکلات و این چیزا نیستی و تا حالا هم یه قطره نوشابه نخوردی البته به همون اندازه اصلا" هم اهل خوردن شیر پاستوریزه نیستی مگر اینکه به صورت شیر موز یه کمی بخوری شاکی خلاصه گفتم بهتره تا درد نگرفته ببرمت دکتر ببینم چی میگهخطاهمچنان دنبال یه مطب دندونپزشکی اطفال خوب میگشتم تا اینکه بلاخره بعد از چند وقت پرس و جو و تحقیق یه دندونپزشکی مخصوص اطفال پیدا کردم که انصافا"جای خیلی خوبی بود،زنگ زدم و ازشون یه نوبت گرفتم واسه شنبه بیستم آبان.هفته بعد که رفتیم خونه مامان بزرگ شما رو هم بردم دندونپزشکی،خیلی جای عالیی بود و شما خیلی محیطش رو دوست داشتی،یه محیط خیلی جذاب و شاد داشت واسه بچه ها و یه خانوم دکتر خیلی مهربون و خوش برخورد و کاربلد پزشکش بود،از چند نفر که اونجا منتظر نشسته بودند و دفعه اولشون نبود که میومدند یه کمی سوال کردم که تقریبا"همه از کارشون راضی بودند،کارتکست رو به منشی تحویل دادیم ومنتظر شدیم تا اسمت رو صدا بزنند تو این فاصله شما رفتی داخل اتاق بازی و با بچه ها مشغول بازی شدی،خیلی شلوغ بود بعد از حدود نیم ساعت اسمت رو صدا زدند،وقتی رفتیم داخل گفتی سلام خسته نباشید،خانوم دکتر با خوشرویی بهت گفت بخواب روی تخت وبعد از معاینه دندونت گفت متأسفانه دو تا از دندونات نیاز به عصب کشی داره و در اولین فرصت باید عصب کشی کنیمغمگینازت پرسید که مسواک میزنی گفتی بله هر موقع که میخوام بخوابم گفت از این به بعد صبح ها هم که از خواب بیدار میشی حتما" باید مسواک بزنی،شما هم گفتی چشم بعدم که کار معاینه ت تمام شد آینه ای که باهاش دندونت رو معاینه کرد بهت داد که نارنجی بود،شما هم که عاشق رنگ سبزی گفتی میشه رنگ سبزشو بهم بدیدخندونک دستیار دکتر با خوشرویی یه دونه سبزش رو هم بهت داد و شما با خوشحالی اومدی بیرون،میخواستیم بیایم خونه که گفتی دوباره میخوام بازی کنم و حدود یک ساعت دیگه هم بازی کردی و بعدم با یه دختر شاد و خندون اومدیم خونه مامان بزرگ،امیدوارم دفعه بعد هم که واسه عصب کشی دندونت میریم همین اندازه خوشحال و خندون برگردیبوس

عکسای عشقولی مامان و دندونپزشکی در ادامه

 

 

اینم دو تا آینه ای که جایزه گرفتی

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)