هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

بهترین بابای دنیا ،مهربونترین همسر دنیا تولدت مبارک...

1394/7/1 2:36
نویسنده : مامان آرزو
358 بازدید
اشتراک گذاری

تقدیم به عشق ابدیم....همسر مهربونم

ببین تمام من شدی            اوج صدای من شدی

بت منی شکستمت            وقتی خدای من شدی

ببین به یک نگاه تو           تمام من خراب شد

چه کردی با سراب من      که قطره قطره آب شد

به ماه بوسه میزنم           به کوه تکیه میکنم

به من نگاه کن ببین         به عشق تو چه میکنم

منو به دست من بکش      به نام من گناه کن

اگر من اشتباهتم             همیشه اشتباه کن

نگو به من گناه تو           به پای من حساب نیست

که از تو آروزی من        به جز همین عذاب نیست

هنوز میپرستمت            هنوز ماه من تویی

هنوز مومنم ببین            تنها گناه من تویی

امشب تولد 34سالگی بابا محمود رو سه نفری جشن گرفتیم.شما توی این تاریخ یک سال و هفت ماه و 22 روز سن داری.این روزا شما روز به روز داری بامزه تر میشی مثل طوطی هر کلمه ای ما میگیم تکرار میکنی.خیلی درکت از محیط اطرافت بالاست خیلی جالب همه چیزای اطرافت رو میفهمی،فوق العاده شیطونی و دوست داشتنی.دخترکم خوشحالم که امسال توی تولد بابایی تو روداریم .امیدوارم جشن120 سالگیه بابایی رو در سلامت کامل همه باهم جشن بگیریم و توهم همچنان یه دختر شاد و سلامت باشی. امروز ظهر بابا چون آخرین روز ماه بود و جلسه داشتند یه خورده دیر اومد منم یه خورده کارامو کردم عصر که بابایی رفت بیرون منم شما رو خواب کردم و شام رو حاضر کردم و یه خورده تزیین کوچولو کردم و خودمم آماده شدم و قتی شما بیدار شدی و بادکنکا رو دیدی خیلی ذوق کردی و تند تند میگفتی تبلد تبلد(تولد تولد). بعدم که شما رو آماده کردم و زنگ زدم به بابا.که گفت دارم میام منم آهنگ مورد علاقه بابایی، آهنگ کامران و هومن(عاشقتم) رو گذاشتم .وقتی بابایی از در اومد داخل خیلی سورپرایز شد مخصوصا وقتی که دید لباسایی که چند وقت پیش گفته بود میخواد بخره و هنوز پیدا نکرده بود (یه ست سه نفره به نام طرح آبپاش )رو تن ما دید خیلی خوشحال شد و گفت که خیلی با این هدیه خوشحالش کردم .منم که همه ی آرزوم خوشحالی شما دونفره حسابی عشق کردم به خدا.شما هم حسابی از ذوق بابایی خوشحال شده بودی و جلو بابایی میرقصیدی.بابا محمود هم رفت لباسش رو عوض کرد و یه جشن کوچولو و دوست داشتنی سه نفره گرفتیم و خیلی بهمون خوش گذشت .خدا رو شکر بابایی حسابی خوشحال شد و همه ی خستگیم با دیدن خنده های شما از بین رفت.

محمود جونم تولدت مبارک ایشاله همیشه سایه ی مهربونت بالا سرم ما باشه

واسه دیدن عکسا بفرمایید ادامه لطفا (به قول شما لفدن)خندونک

 

 

 

 

 

پسندها (3)

نظرات (0)