هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

ماه پیشونی مامان چهل و دو ماهه شد...

1396/5/9 15:53
نویسنده : مامان آرزو
331 بازدید
اشتراک گذاری

بخند دخترم...
تا قضاوت نمیکنی و قضاوت نمیشوی بخند
تا بدنمیبینی و بد نمیگویی بخند
تا جهانت دچار گره های کور زنده باد و مرده باد نیست بخند 
نقش لبخند روی صورتت مرا تازه میکند و سرشار و آسمانم باران لبخند خدا خواهد بود
دختر زیبای من،که عشق را در خنده های تو از سرگرفته ام و شکوفا شدم از بعد پاييز لحظه ها ...
دعایم هر لحظه خندیدن و شادی توست دختر ماه پیشونی من

آرامآرامآرام

بعد از برگشتن از چادگون رفتیم خونه بابابزرگ،بابامحمود فرداش برگشت خونه مون اما من و شما حدود ده روزی با خاله عاطفه موندیم خونه بابابزرگ،خیلی این ده روز بهمون خوش گذشت خیلییییی،همه ی خاله های مامانی اومدند خونه مامان بزرگ،شما حسابی با بچه های خاله ها سرگرم بودی و بهت خوش گذشت،این چندروزهمه ش به تفریح گذشت،روز آخر قرار شد که ما از این طرف بریم باغ خاله اختر و بابایی هم از اونطرف بیاد و پنج شنبه و جمعه رو هم اونجا باشیم و بعدم برگردیم خونه مون،جمعه صبح توی باغ خاله اختر رفتیم استخر بعد از اینکه یه عالمه آب بازی کردیم و اومدیم بیرون من داشتم دور استخر میومدم که یه باره پام رفت داخل یه چاله،اصلا" چاله رو ندیدم و یه باره همه ی وزنم اومد روی پای چپم،داشتم از درد میمردم،با گریه و ناله اومدم نشستم بعد از یه خورده وقت یه کوچولو دردش کم شد اما هنوزم خیلی پام درد میکرد اصلا" نمیتونستم داخل کفش بکنم،یه چند روزی درد رو تحمل کردم هرچی بابایی میگفت بریم عکس بگیریم میگفتم نه بابا کوفتگیه،نسبتا" دردش خیلی کم شده بود و فقط داخل کفش که میکردم درد میگرفت،بعد از دوهفته که دیدم انگاری دردش تموم شدنی نیست گفتم بزار یه دکتر برم اما بازم یک درصد فکر نمیکردم شکسته باشه چون فقط داخل کفش درد میکرد و همه کار باهاش میتونستم بکنم حتی دوبار هم رفتم استخر تازه خودمم رانندگی کردم،وقتی رفتم دکتر گفت متأسفانه شکسته و باید گچ بگیریم خیلی جا خوردیم بابایی خیلی ناراحت و عصبانی شدگفت چقدر بهت گفتم بیا بریم یه عکس بگیریم دکتر گفت من اصلا" تعجب میکنم چطور تحمل میکردی این درد رو،آخه من همیشه فکر میکردم درد شکستگی خیلی طاقت فرساتر از این حرفا باشه و متأسفانه دکتر گفت باید یک ماه داخل گچ باشه،گفت تا یک هفته اول اصلا" نباید پاتو زمین بزاری بعد از یک هفته هم یواش یواش با عصا باید راه بری،خیلی روزای سختی بود توی این مدت بود که فهمیدم وقتی میگند قدر سلامتی تون رو بدونید یعنی چه،و واقعا" که بدون سلامتی هیچ کاری نمیشه کرد،فعلا" که تا 30 مرداد باید پام داخل گچ باشه بعد از اونم عکس بگیریم ببینیم جوش خورده یا نه،فعلا" که گیر افتادیم ناجور اما بازم خدایا شکرت...
وقتی رفتیم عکس بگیریم شما هم میخواستی بیای داخل بهت گفتم نمیشه مامان اشعه هاش ضرر داره،شما هم قبول کردی و نیومدی داخل وقتی اومدم بیرون گفتی عکست رو ببینم مامانی وقتی بهت نشون دادم خیلی جا خوردی آخه اولین باری بود که عکس رادیولوژی میدیدی یه باره با ناراحتی گفتی مامانی چرا گذاشتی از پات این عکس رو بگیرند خیلی  عکسش وحشتناکهخندهچند روز بعد داشتی لنگ میزدی میدونستم الکیه بهت گفتم هستی جون چی شده مامان گفتی مامان پام درد میکنه باید بریم جچ بگیریم،گفتم اول باید عکس بگیریم ببینیم دکتر چی میگه یه باره گفتی نه مامان شوخی کردم درد نمیکنه گفتم حالا بیابریم یه عکس بگیریم گفتی نه مامان من دوست ندارم عکس رالوجی(رادیولوژی) بگیرم گفتم چرا مامان؟ گفتی چون پشعه ش(اشعه ش )خطرناکهخندونک
خدایا شکرت به خاطر سلامتی که به من و همه ی عزیزام دادی

چندتا عکس از این ماه در ادامهمنتظر

این عکسا واسه روزیه که با دایی حسن اینا و خاله ها و بابابزرگ و مامان بزرگ رفته بودیم بیرون از شهرچشمک


 

عشق مامانیبوس

 

اینم اولین شبی که پام رو گچ گرفته بودم داریم با دخترم بازی میکنیمآرام

این روزا که بیرون نمیریم بیشتر اوقات نقاشی میکشی و رنگ آمیزی میکنیزیبا

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

پریسا
23 شهریور 96 5:18
سلام پاتون بهتره؟ وای منم مثل شمام پام تو گچه الان منتها واقعا تعجب میکنم چه صبری دارید من از درد اشکم دیگه داشت در میومد، بچه بغلم بود پام پیچ خورد، پای چپم، استخون های مچ و کف پام شکست و ترک برداشت، باید یه ماه و نیم تو گچ باشه، امیدوارم شما خوب خوب شده باشید
مامان آرزو
پاسخ
ممنون عزیزم خدا روشکر،روزای سختی بود اما خدا روشکر الان خوبمچشمک