هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

اولین عشق زندگی هستی ومامان آرزو تولدت مبارک...

1395/7/1 3:9
نویسنده : مامان آرزو
229 بازدید
اشتراک گذاری

دختر که باشی میدونی اولین عشق زندگیت پدرته...
دختر که باشی میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا آغوش گرم پدرته...
دختر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو دستات بگیری و بعدش دیگه از هیچی نترسی دستای مهربون و گرم پدرته...
دختر که باشی میدونی همه دنیات پدرته...
دختر که باشی میدونی هر جای دنیا که باشی قویترین فرشته ی نگهبان زندگیت پدرته...
محمود عزیزم خیلی خوشحالم که هستی جون بابایی به این مهربونی داره و ازت میخوام که همیشه  باشی،باشی تا سایه ی وجود مهربونت بالای سر خانواده ت باشه و با بودنت به ما زندگی ببخشی،ممنونم که اینقدر خوبی و ممنونم که هستی،اینو بدون که همیشه توی قلب ما یه جای خیلی ویژه داری و تا ابد دوستت داریم محبت
دیشب تولد محمود عزیزم بود،یه شب خوب و به یاد موندنی،امسال برای خرید هدیه و کیک هستی جونمم دنبالم بود و یه تفاوت خیلی خوشگل که با پارسال داشت این بود که دیگه امسال کاملا" تولد رو درک میکرد، فقط وقتی رفتیم برا تولد باباش کیک و شمع بخریم اصرار داشت که این تولد مال خودشه،وقتی من میگفتم نه مامانی تولد باباست،میگفت مامانی یکی از شمعها تولد من یکیش تولد بابایی،باشه؟؟خنده هوا فوق العاده خوب بود واسه همین تولد رو باغ گرفتیم و چون داخل باغ خیلی کار داشتم مجبور شدم از بابایی بخوام که خودش بره کیک رو تحویل بگیره واسه همین وقتی داشتم از خونه میومدم بیرون برای بابایی یه نامه گذاشتم و تولدش رو بهش تبریک گفتم و ازش خواستم که خودش بره و کیک رو تحویل بگیره،دوست داشتم خودم میتونستم برم بگیرم اما واقعا" نمیشد،به صندلیهای داخل باغ بادکنک زدیم و آماده شدیم تا بابایی و کیک هم رسیدند و به شب خوب رو با هم گذروندیم و هستی خیلی خوشحال بود،البته مامانی خیلی خسته شد اما بازم به خوشحالی شما می ارزیدچشمک
محمودجان،عزیزدلم،امیدوارم سالیان سال شادو سالم زندگی کنی وهمیشه سایه ات روی سر زندگیمون،عشقمون و میوه عشقمون باشه،الهی آمین...
عکسای این شب دوست داشتنی در ادامه
 چون شب شده بود نور عکسا متاسفانه کمه

پرنسس مامان آماده شده و منتظر باباییه...بوس

 

محمودعزیزم امیدوارم 135 ساله بشی عشقم

دوستتون دارم عزیزای دلمزیبا

 

 

اینم خانواده ی دوست داشتنی ماچشمک

کادو های ناقابل هستی و مامانش که خدا رو شکر بابا محمود خیلی خوشش اومد

اینم میز شاممون و پایان این شب خوبخوشمزه

پسندها (1)

نظرات (0)