هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

سفر به اهواز...

سلام فینگیلی مامان،عاشقتم به خدا... یکشنبه عصر رفتیم اصفهان خونه بابابزرگ،شب رو اصفهان موندیم و صبح ساعت پنج با دوتا ماشین حرکت کردیم به سمت اهواز،شما لحظه ای که سوار ماشین شدیم خواب بودی و تقریبا" تا ساعت یک بعد از ظهر خوابت ادامه داشت و وقتی که بیدار شدی حدود دو ساعتی مونده بود تا برسیم به اهواز اما در جبران همه ساعتهایی که خواب بودی وقتی بیدار شدی خیلی سرحال وخوش اخلاق و دوست داشتنی بودی،واسه خودت توی اون مکان کوچیک بازی میکردی،مثلا"دستمال کاغذی رو گرفته بودی روی چشمت و قایم میشدی و به من میگفتی پیدات کنم و جالب این بود که خودت چشم میزاشتی خودتم قایم میشدی وقتی چشم میزاشتی یه شعری میخوندی که از سی دی قندک عموهای فیتیله ای ی...
13 آذر 1395

چهارمین آتلیه هستی در دو سال ونه ماه و بیست و هفت روزگی...

هستی جونم مرسی مامان امروز عالی بودی... امروز ظهر ساعت دو با مرجان جون قرار داشتیم بریم باغ برای عکاسی،گذاشتم راحت بخوابی ساعت نزدیک یازده بود که بیدار شدی صبحانه ت رو بهت دادم و بردمت حمام،یه دوش گرفتی و حسابی سرحال شدی،کم کم شروع کردیم به آماده شدن،ساعت نزدیک به دو بود رفتیم دنبال مرجان جون آخه صبح گفته بود که وسیله نداره،رفتیم داخل باغ و مشغول شدیم،هوا واقعا سرد بود و گاهی به خاطر سردی هوا یه کوچولو بهونه میگرفتی اما در کل عالی بودی عزیزم عالیییییییییی   رابطه ت با مرجان جون خیلی خوب بود و هرلباسی که میپوشیدی از مرجان جون نظر میپرسیدی و کارایی که میگفت رو خیلی خوب انجام میدادی طی چهار مرحله ازت عکس گرفتیم که خیلی ع...
6 آذر 1395

عروسک خوشگل ما سی و چهار ماهه شد...

تو یه روز سرد پاییزی دخترکم جلو تلویزیون خوابش برده نگاهش میکنم عین فرشته ها آروم خوابیده دلم طاقت نمیاره بغلش میکنم کنارش دراز میکشم   سرش رو آروم بلند میکنه میذاره روی سینه م ...دستش رو تو دستم میگیرم،بوش میکنم ....بوی بهشت میده ...با ولع تموم باز  بو میکنم،دلم میخواد این لحظه هیچ وقت  تموم نشه ...!! بوسش میکنم شیرین ترین مزه دنیا را با تموم وجودم حس میکنم...بعد تو همین لحظه ها یه دست کوچولو آروم صورتمو نوازش میکنه و بعد یه بوس کوچولو و بعد دوتا نقطه سیاه زل میزنه به چشمام و یه لبخند شیرین ...واقعا" لذتی از این بالاتر توی دنیا هست ؟؟؟ هستی گلم ممنونم به خاطر&nbs...
5 آذر 1395

هستی و کچل...

هیچ عروسکی پیر نمیشود دخترها مهربان ترین مادران زمینند... عشقم توی اتاقت یه عالمه اسباب بازی داری اما توی همه ی اینا بیشتر از همه با یکیشون بازی میکنی و میتونم بگم همیشه باهاته این روزا حسابی با کچل سرگرمی و بهش میرسی،بهش غذا میدی،پوشکشو عوض میکنی،بهش می می میدی،میبریش خرید،دعواش میکنی،نازشو میکشی،نگرانش میشی...خلاصه حسابی واسش مادری میکنی عشقم دیروز هم رفتیم با همدیگه براش کالاسکه خریدیم،آره چچل قدیما که حالا دیگه شده کچل همدم این روزای کودکیته،از اول هم با وجود عروسکهای قشنگتر از این،کچل رو یه طور دیگه ای دوست داشتی و زمان بیشتری باهاش سرگرم میشی اینقدر دوسش داری که دیروز وقتی داشتی باهاش بازی میکردی گفتی خدایا شترت(شکرت)که ...
29 آبان 1395

هستی ناز ما سی و سه ماهه شد...

سی و سومین ماهگرد زندگیت مبارک همه ی زندگی ما هستی نازم کم کم داری به سه سالگی نزدیک می شی و هر روز نازتر و دوست داشتنی تر میشی حرف زدنت و کارات فوق العاده ست،خیلی دخترخوب و دوست داشتنی هستی البته به غیر ازگاهی اوقات که یه کوچولو بهونه گیر میشی این روزها حس مالکیتت خیلی زیاده یعنی همه چیزو برا خودت میخوای و امان از روزی که بریم بیرون هر چی ببینی می خوای و منم پافشاری می کنم که برات نخرم ولی بالاخره باید یه چیزی برات بخریم و بیام خونه و روزی نیست که نگی فلان چیزو ندارم برام بخرین معمولا" موقع خواب باید برات کتاب بخونم و بعدکمرتو ماساژ (به قول خودت ماشاژ)بدم تا خوابت ببره. اشکال هندسی رو میتونی تشخیص بدی به بیضی میگی بنزی،ب...
9 آبان 1395

سرگرمی جدید هستی...

نفس مامان این روزا خدا رو شکر حالت خوبه و خیلی شاد و خوشحالی بلآخره رفتم و واست خمیر بازی و رنگ انگشتی خریدم،خیلی وقت بود که تصمیم داشتم واست بگیرم اما میترسیدم واست ضرر داشته باشه که البته بعد از یه کمی تحقیق و توضیح برات خریدم و واقعا که همه ی توصیه های مامان رو به نحو احسنت انجام میدی و اصلا دست خمیری یا رنگی ت رو سمت صورتت نمیبری و به محض اینکه کارت تمام می شه سریع می گی که دستات رو بشورم دخترم دوستت دارم و امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشی عکسای دختر هنرمند مامان در ادامه این آدمک رو شما ساختی فقط من لبش رو برات ساختم اما خودت نصبش کردی اینم نقاشی هایی که من دورش رو میکشیدم و شما...
29 مهر 1395

فرشته کوچولوی خونه ی ما سی و دو ماهه شد...

سلام به دختر یه دونه ی خودم ،به شیطون بلای خونمون که وقتی میخوابه سکوت خونه خسته کننده میشه،که من و بابایی به خودمون میگیم ما بدون هستی چطوری بودیم؟! قربونت برم هستی عزیزم که با اون حرفای شیرینت حسابی برامون دلبری میکنی این روزا بیشتر از همیشه به خاطر داشتنت خوشحالم،از چه کاریت برات بگم؟از مهربونیات؟از شیطونیهای با مزه ت؟از آواز خوندنت؟از همراهی قشنگت با آهنگ ماشین؟از رقصیدنت؟قهر کردنات؟از دلتنگیات برای همه اونایی که ازت دورن؟از کمک کردنات توی سفره گذاشتن و کارهای خونه؟از بوس کردنای یهویی ت... از کدومش برات بگم که توی همه کارات یه دونه ای این روزا خیلی عاشق تولد شدی و خیلی در موردش صحبت میکنی و دوست داری زودترتولدت بشه،چند شب پی...
9 مهر 1395

اولین عشق زندگی هستی ومامان آرزو تولدت مبارک...

دختر که باشی میدونی اولین عشق زندگیت پدرته... دختر که باشی میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا آغوش گرم پدرته... دختر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو دستات بگیری و بعدش دیگه از هیچی نترسی دستای مهربون و گرم پدرته... دختر که باشی میدونی همه دنیات پدرته... دختر که باشی میدونی هر جای دنیا که باشی قویترین فرشته ی نگهبان زندگیت پدرته... محمود عزیزم خیلی خوشحالم که هستی جون بابایی به این مهربونی داره و ازت میخوام که همیشه  باشی،باشی تا سایه ی وجود مهربونت بالای سر خانواده ت باشه و با بودنت به ما زندگی ببخشی،ممنونم که اینقدر خوبی و ممنونم که هستی،اینو بدون که همیشه توی قلب ما یه جای خیلی ویژه داری و تا ا...
1 مهر 1395

کنسرت رضا صادقی و جناب خان...

عصر روز سه شنبه شهر کاشان کنسرت رضا صادقی و جناب خان بود،از چند روز قبل بلیط رزرو کردیم و ظهر بعد از خوردن نهار راه افتادیم به سمت کاشان،ساعت شروع کنسرت 7شب بود و ما یه کمی زود رسیدیم واسه همین توی این فاصله رفتیم حمام فین رو دیدیم و نزدیک به ساعت 7 اومدیم محل برگزاری کنسرت،بخش اول برنامه جناب خان بود که خیلی بامزه و دوست داشتنی بود و شما هم دوست داشتی و بخش دومش رضا صادقی بود که این قسمتش برای بابایی خیلی جذاب بود و حسابی کیف کرد چون بابایی خیلی صدای رضا صادقی رو دوست داره،شب خوبی بود،خوش گذشت.بعد از تمام شدن کنسرت هم رفتیم غذا خوردیم و برگشتیم خونه عکسای عشقای مامان در ادامه دخترم از قبل از نهار آماده بودی و منتظر با...
23 شهريور 1395