هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

از خوبای پاییز...انار و دیگر هیج

لیلی زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق شد گل داد… سرخ سرخ گل ها انار شد… داغ داغ هر اناری هزار تا دانه داشت دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند انار کوچک بود… دانه ها ترکیدند… انار ترک برداشت خون انار روی دست لیلی چکید لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید مجنون به لیلی اش رسید خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود کافی است انار دلت ترک بخورد یه روز خوب پاییزی سه نفری رفتیم باغمون و انارای باغمون رو چیدیم،خیلی امسال انارهامون آبدار بود،بعد از چیدن تبدیلشون کردیم به رب انار و آب انار،خدایا شکررررت... چندتا عکس اناری خوشگل از دخترک مامان     ...
8 آبان 1397

جشن پایان کتاب آموزش روخوانی قرآن 1 _کلاس روخوانی قرآن به روش اشاره...

خب کتاب دوم این دوره هم تمام شد و الان شما میتونید کلمات رو با حرکات کوتاه یعنی ضمه و فتحه و کسره بخونید،خدا رو شکر شما خیلی خوب از عهده این کتاب هم بر اومدی و آزمونت رو عالی دادی با اینکه تا روز قبل از آزمونت هم مریض بودی اما کتابت رو خیلی خوب خوندی،به جای جشن کتاب دوم تصمیم گرفتیم بعد از آزمون ببریمتون خانه بازی و اونجا با همدیگه بازی کنید و جایزه هاتونو مربی تون بهتون بده تا یه تنوعی هم واستون باشه. چندتا عکس از امروز در ادامه الهی قربونت برم که بعد از این سرماخوردگی شدید حسابی ضعیف شدی اما خداروشکر که الان حالت خوبه       جایزه های دختر زرنگ مامان ...
2 آبان 1397

روزت مبارک پرنسس کوچولوی من...روز کودک

می خواهم باشم! برای چشمانت! که ستاره شبهای تاریک من است! برای شنیدن خنده هایت ، برای تصور آینده های هنوز نیامده! چه فرق می کند؟ چه واقعی چه تصور! خنده های توست که دلهره های همیشه ام را می رباید! می رباید و از همه حس ها آنچه به من برمی گردانی شادی و آرامش است…بخند! به خاطر کودکانی که امشب در هر جایی از دنیا متولد شده اند. تو که می خندی ، زمین آبستن کودکانی از جنس لبخند می شود! کودک که باشی به خاطر کودکان که بخندی  به کودک بودنهایشان که می خندی زیبا می شوی . بعد بشین در گوشه ای خلوت از تنهایی هایت شعرهایم را بخوان و باورم کن. مرا و عشقم را! آنوقت ایمان دارم که از این بیشتر شاعر می شوی!  کودکی ...
16 مهر 1397

قشنگ مامان پنجاه و شش ماهه شد...

یکی باید باشد انعکاس صدایش بپیچد در خانه خنده هایش‌ بشکند در سکوت این خانه یکی باید باشد..‌ آغوشش چون آفتاب گرم و چشم هایشان چون ماه درخشان یکی باید باشد مثلِ تو  بشود ریتم زندگی این خانه هستی قشنگم،ریتم قشنگ زندگیمون مرسی که هستی قشنگ مامان پنجاه و شش ماهه شد،خدایا شکررررت اینروزا حسابی سرگرم و مشغولیم،شما همچنان با علاقه و جدیت کلاس مهد قرآنت رو میری و از این ماه هفته ای دو روز هم میری کلاس زبان،خیلی با علاقه کلاس زبانت رو شروع کردی و امیدوارم مثل کلاس روخوانی حسابی موفق باشی،راستی کلاس خیاطی من هم از اول مهر شروع شده و حسابی سرگرمم کرده،روزها خدارو شکر به خوبی داره میگذره و اوضاع بر وفق مراده،انشاله که آر...
9 مهر 1397

جشن پایان کتاب آموزش حروف عربی 1 _کلاس روخوانی قرآن به روش اشاره...

خب بلاخره اولین کتاب این دوره هم تمام شد و دخترک مامانی الان حروف الفبا رو میتونه بخونه البته شما فقط روخوانی میکنید و اصلا" نوشتاری ندارید،خدا رو شکر این کتاب رو هم مثل دوره قبل عالی بودی توی این دوره کوچولوترین فرد کلاستون هستی ومربی تون خیلی ازت راضی هست و یه بار وقتی اومدیم خونه گفتی مامانی امروز خاله مرضیه(مربی تون) گفت بچه ها ببینید هستی جون از همه تون کوچولوتره اما درساشو خیلی با مامانش تمرین میکنه و همیشه درسش رو به خوبی جواب میده خیلی خوشحال شدم که تمریناتت مؤثر بوده و مربی تون ازت راضی هست روز چهارشنبه همزمان آزمون و جشنتون بود،تا شما آزمون میدادید همراه با مامانای دیگه یه کوچولو کلاستون رو آماده کردیم و واستون یه ...
14 شهريور 1397

راحت جانم پنجاه و پنج ماهه شد...

حال و هوای دلت گرم بماند که شهریور پایان گرمای تابستانی ماست  نه آغاز دلتنگی های سرد پاییزی! نکند با هر باد و بارانی بلرزد،بخشکد زیر انبوهی از برگ ها. باران اگر بارید، سیل اگرجاری شد و جاده ها خیس از نبودن،تو اما حال و هوای دلت گرم بماند. دلبسته ی واژه ها،نگاه ها و دست ها نباید بود که با تکان خوردن هر شاخه بی درنگ،دلی یخ بزند...! حال و هوای دلت گرم بماند که پاییز،فصل دل سپردن و ورق زدن خاطرات کهنه ی دل نیست خب تقریبا" یک سوم شهریور ماه رو هم پشت سر گذاشتیم و داریم کم کم به پاییز زیبا نزدیک میشیم ولی همچنان از خنک شدن هوا خبری نیست،البته یه چند روزی هوا یه کمی بهتر شده بود اما دوباره هوا گرم شدو ما همچنان با گرمای...
9 شهريور 1397

هستی عزیز ما پنجاه و چهار ماهه شد...

عشق کوچولوی مامان از روزی که به دنیا آمدی من متولد شدم و از آن روز هم دخترم شدی،هم همه چیزم دختر زمستونی من جهان باتو شکرانه هایش بیشتر است و تو عاشقانه ترین باور خواب و بیدار منی گوشه ی دلم روز به روز را بانگاه رو به تکامل تو آغاز میکنم وسپاس خدایی که گیلاس باغ بهشت را به من عطا کرد و من سرمستم از این زندگی با تو خب بریم سراغ این ماه و روزای قشنگی که با هم گذروندیم،خدا رو شکر این ماه هم همه چیز آروم و بروفق مراد بود،توی این ماه کلاس های دوره روخوانی و الفبا تون شروع شد و شما با علاقه ی خیلی زیادی به استقبال این دوره رفتی که امیدوارم مثل دوره قبل بهترین باشی و حسابی موفق باشی این روزا مثل همیشه تا ظهرخوابی بعد از بیدا...
9 مرداد 1397

اولین مدرک زندگی دخترکوچولوی من...

خب بلاخره مدرک دوره ی حفظ موضوعی ت اومد اونم با رتبه ی عاالی انشاله که یه روزی خودت با شوق مدرک دکترات رو اینجا بزاری،انشاله... اینم مدرک هستی خانوم مامان،الهی قربون شکل ماهت بشم من ...
8 مرداد 1397

دختر داشتن یعنی ته خوشبختی...روزت مبارک پرنسس من

دختر داشتن یعنی رنگ زندگیت رنگی رنگی  دختر داشتن یعنی کمدی پر از لباسای خوشرنگ دختر داشتن یعنی اتاقی پر از عروسکای ریز و درشت دختر داشتن یعنی پچ پچ های شبانه مادر و دختری کنار یه تخت کوچیک دختر داشتن یعنی یه کشو پر از گل سرهای رنگی رنگی دختر داشتن یعنی لاک های رنگ و وارنگ خنده های از ته دل، موهای بلند، دامن های زیبا در یک کلام دختر داشتن یعنی عشق و عشق یعنی   تو هستی جونم روزت مبارک زندگی مامان امسال روز دختر رو توی چادگون بودیم واسه همین هم بابایی شبی که رسیدیم واسه صبح روز جمعه یه کیک خیلی خوشگل واست سفار...
23 تير 1397