هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

ماهگرد اولین ماه مدرسه...مهرماه...سال تحصیلی98-99

به همین سرعت یک ماه از سال تحصیلی گذشت و خدا رو شکر خیلی خوب و راضی کننده بود،همه چیز اوکیه و شما فوق العاده با مدرسه هماهنگ شدی و هر روز با میل و اشتیاق زیاد از خواب بیدار میشی و بعد از دستشویی و مسواک آماده میشی و از زیر قرآن رد میشی و میری مدرسه،خاله شادی هر روز عکساتو واسم میفرسته منم به صورت ماهگرد هر ماه اینجا واست میزارم تا بماند به یادگار از پیش دبستانیت عکسای اولین ماهگرد مدرسه با شرح در ادامه روز اول مهر   آشنایی با کلاس و همکلاسیها نحوه ی معرفی خودتون به همکلاسیهاتون در قالب نمایش خلاق تلوزیونی اولین صبحانه ای که مامانی با عشق واسه دخترش آماده کرد الهی...
30 مهر 1398

عمر مامان شصت وهشت ماهه شد...

این روزا حسابی سرت به پیش دبستانیت گرمه و خدا رو شکر داری لحظات خوبی رو میگذرونی و حسابی مشغولی،این ماه تولد بابا محمود مهربون رو داشتیم که یه تولد کوچولوی سه نفره گرفتیم راستی آخر شهریور ماه هم یه سفر چند روزه به اهواز داشتیم که خدا رو شکر خوش گذشت عمر مامان شصت و هشت ماهه شد خدایا شکرت عکسای این ماه با توضیحات درادامه شبهای محرم و حسینیه فرم مدرسه ت توی این ماه آماده شد خانواده ی ما از دید هستی گله دلبرانه های دختر خاله ها،وقتی هستی جون واسه دختر خاله ش هلن قصه میگه و هلن خاله با دقت گوش میکنه   عکاس باشی جون عکستو قربون   توی اهواز با خاله عاطفه و...
9 مهر 1398
1