هستی کوچولوهستی کوچولو، تا این لحظه: 5 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

هستی دنیای مامان و بابا

ما سه تا با هم حالمون خوبه💑

عشق مامان و بابا شصت و چهار ماهه شد...

تمام فصل ها تویی با تو بهار میشوم... نفس مامان شصت و چهار ماهه شد...خدایا شکرت توی این ماه رفتیم سیسمونی نی نی خاله اختر رو چیدیم و لباسایی که مامانی واسه هلن کوچولو دوخته بود رو واسشون بردیم،اتفاقات این ماه رو به مرور واست گذاشتم و فقط چند تا عکس به جا مونده که واست میزارم. خدایا شکرت به خاطر همه چیز... چند تا عکس از این ماه در ادامه قشنگ مامانی با لباسای مامان دوز،چند تکه کوچولو هم واسه هلن جونم دوختم،الهی که به خوشی تن کنید عزیزای دلم توی این ماه دو سه روزی بابابزرگ اینا مهمونمون بودند،شما داخل باغ با چوب و برگ یه بادبادک و غورباقه درست کردی،داشتی بهم نشون میدادی ازت پرسیدم چی درست کردی گفتی ...
9 خرداد 1398

خواهر که داشته باشی...

روزی که خاله اختر زایمان داشت ما همگی اومدیم بیمارستان،اجازه داخل شدن به شما نمیدادند من پیش شماموندم تا یکی از خاله ها بیاد پیشت که خاله آذر اومد پیشت و ما رفتم پیش خاله اختر،خاله آذر مهربون وقتی ما توی بیمارستان بودم شما رو برده بود پارک و آب بازی و کاری کرده بود که حسابی بهت خوش گذشته بود،وقتی منو دیدی بهم گفتی مامان امروز یه روز فوق العاده بود وبه من خیلی خوش گذشت،اون لحظه خیلی خدا رو شکر کردم به خاطر داشتن خواهری به این مهربونی و خیلی خوشحال شدم واسه تو که خاله هایی داری که از جون واست مایه میزارند،الهی که همه شون خوشبخت باشند و شادی و آرامش مهمون لحظه لحظه ی زندگیشون باشه عکسای گردش دو نفره شما و خاله آذر مهربون در ادامه ...
7 خرداد 1398

یه حس ناب...

خاله شدن خیلی حس عجیبیه  اولش فکر میکنی که فقط یه خواهر زاده ست اما بعدش میفهمی که اون فرزندیه ،که فقط تو به دنیا نیاوردیش خوش اومدی به دنیا  خوش اومدی به قلبامون خوش اومدی به خانواده مون،عزیزدل خاله دنیا جای قشنگیه اما یکم ترسناکه ولی عزیزترینم ما هستیم و هواتو داریم میتونی تا همیشه از داشتن یه عالمه عشق،یه عالمه تکیه گاه ،یه عالمه آدمایی که همه جوره پشتتن خیالت راحت باشه  مبارکمون باشه وجودت بلللللله بلاخره من واسه اولین بار خاله شدم و هستی قشنگم دختر خاله... هلن خاله روز سه شنبه 7 خرداد98 ساعت هشت و ربع چشمای قشنگشو به روی این دنیا باز کرد و با اومدنش تیممون رو کامل کرد و الان ما شدیم 11 نفر...
7 خرداد 1398
1