هستی دنیای مامان و بابا

هستی گل زندگی مامان وبابا پنجاه و هفت ماهه شد...

و تو ای آرامش شعرهای من تو نباشی من یک بغل شعر پریشانم دردونه خانوم پنجاه و هفت ماهه شد،خدایاشکررررت این ماه یه اتفاق خیلی خوب توی خانواده بابابزرگ افتاد و اونم اینکه یه نفر داره به تعداد اعضای خانواده بابابزرگ اضافه میشه و اینکه خاله اختر و عمو محمد دارند مامان و بابا میشند خیلی همگی خوشحالیم انشاله که به سلامتی به دنیا بیاد ما هم به همین مناسبت یه کیک خریدیم ورفتیم خونه بابابزرگ و دور هم یه جشن کوچولو گرفتیم شما هم خیلی خوشحالی اما همه ش میگی مامان اما من نوه ی اول هستم و بابا بزرگ و مامان بزرگ اول منو دوست دارند یا یه باره میگی مامان من چه کار خوبی کردم،میگم چه کاری؟ میگی اینکه اول به دنیا اومدم و شدم ن...
9 آبان 1397

از خوبای پاییز...انار و دیگر هیج

لیلی زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق شد گل داد… سرخ سرخ گل ها انار شد… داغ داغ هر اناری هزار تا دانه داشت دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند انار کوچک بود… دانه ها ترکیدند… انار ترک برداشت خون انار روی دست لیلی چکید لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید مجنون به لیلی اش رسید خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود کافی است انار دلت ترک بخورد یه روز خوب پاییزی سه نفری رفتیم باغمون و انارای باغمون رو چیدیم،خیلی امسال انارهامون آبدار بود،بعد از چیدن تبدیلشون کردیم به رب انار و آب انار،خدایا شکررررت... چندتا عکس اناری خوشگل از دخترک مامان     ...
8 آبان 1397

جشن پایان کتاب آموزش روخوانی قرآن 1 _کلاس روخوانی قرآن به روش اشاره...

خب کتاب دوم این دوره هم تمام شد و الان شما میتونید کلمات رو با حرکات کوتاه یعنی ضمه و فتحه و کسره بخونید،خدا رو شکر شما خیلی خوب از عهده این کتاب هم بر اومدی و آزمونت رو عالی دادی با اینکه تا روز قبل از آزمونت هم مریض بودی اما کتابت رو خیلی خوب خوندی،به جای جشن کتاب دوم تصمیم گرفتیم بعد از آزمون ببریمتون خانه بازی و اونجا با همدیگه بازی کنید و جایزه هاتونو مربی تون بهتون بده تا یه تنوعی هم واستون باشه. چندتا عکس از امروز در ادامه الهی قربونت برم که بعد از این سرماخوردگی شدید حسابی ضعیف شدی اما خداروشکر که الان حالت خوبه       جایزه های دختر زرنگ مامان ...
2 آبان 1397
1