هستی دنیای مامان و بابا

بلاخره درس مامانی تموم شد...

به مقصد که میرسی حس خوب داشتن همراه های خوب که پا به پات مسیرو اومدن و تا رسیدن به هدف با یه دنیا مهربونی کنارت بودند اگه شیرین تر از رسیدن به مقصد نباشه به همون اندازه دلچسب و به یاد موندنیه... من حس خوب امشبو مدیون همسر همیشه همراهم و دختر سازگار و مهربونم هستم که با همکاری هاشون باعث شدند  تا من با خیال راحت برم دانشگاه و آب توی دلم تکون نخوره... ازتون ممنونم بابت همراهیتون و از خدا ممنونم بابت داشتنتون تو زندگیم بالاخره درس مامانی تمام شد البته مامانی درسش رو نیمه ی دوم سال 96 تمام کرد اونم هفت ترمه  امشب بابایی با یه سورپرایز عالی مدرکم رو که بدون اطلاع من گرفته بود آورد خونه بابابزرگ بعد از تموم شدن کلاسهات چند رو...
13 خرداد 1397

هستی قشنگ من پنجاه و دو ماهه شد...

دختر مثل باران است ابری که می شود می بارد، مبادا میان دلگیری ابرهای سیاه گم شوی، دلت که میخشکد آرام و نم نم وجودت را تر میکند تا حوصله ات هوایی بخورد دختر خود زندگیست یک لبخندش کافیست که تو  خوشبخت ترین آدم دنیا باشی و ما با داشتن تو خوشبخت ترین آدمای دنیاییم   دختر یکی یکدونه ی ما پنجاه و دوماهه شد به خاطر حضورت در کنار من،به خاطر حس مادرانه ای که تو به من بخشیدی،به خاطر روح لطیف و پاکت چرا که لمس تو لمس تمام زیبایی هاست،به خاطر لبخند زیبایت و آفرینش تمام لحظه های شیرین و ناب زندگیم ازتو سپاسگذارم هستی قشنگم توی این روزای خوب بهاری البته بهتره بگم این روزای زمستونی چون اصلا" این روزا شبیه...
9 خرداد 1397
1