هستی دنیای مامان و بابا

حال و هوای این روزهای دخترم...

سلام جوجه ی مامان.میخوام از گذران اینروزات برات بنویسم. این روزای قشنگ بهاری ... دختر خوشگل مامان در حالی روزای زیبای بهاری رو سپری میکنه که هنوز داره با بیرون زدن دندوناش دست و پنجه نرم میکنه گاهی تبت خیلی میره بالا اما خدا رو شکر یه شب بیشتر نیست اما مامانی خیلی ناراحت میشه خیلی روند دندون در آوردنت کنده البته چکاپی هم که فروردین امسال بردیمت خدا رو شکر همه چیزت نرمال بود و هیچ کمبود ویتامینی نداشتی و دکترت گفت جنس و تیپ دندونات اینجوریه  اما امیدوارم حالا که اینقدر واسه در اومدنشون اذیتت کردند به جاش جنسشون خوب باشه روزا صبح تا ظهر رو کاملا" با مامانی هستی و منم سعی دارم تمام شرایط رو مهیا کنم که روزهای خوب و...
31 فروردين 1395

من و دخترم لحظات خوبی رو باهم داریم...

دختر خوشگلم الان که دارم این پست رو واست مینویسم شما و بابایی مثل فرشته ها خوابیدید و صدای آهنگ نفس هاتون توی گوشم زیباترین ترانه ی زندگیمه،وقتی میبینم آروم خوابیدید و سالم نفس میکشید دیگه هیچی از خدا نمیخوام و فقط دلم میخواد هر ثانیه هزاران بار بگم خدایااااااا شکررررررررت... خدایا شکرت   خدایا شکرت   خدایا شکرت    خدایا شکرت   خدایا شکرت   هستی جونم خیلی خوشحالیم از داشتنت و لحظات خوبی رو در کنارت داریم و هر ثانیه با حرفای قشنگ و بامزه ای که میگی از داشتنت هزاران بار خدا رو شکر میکنیم و به قول خودت باهم دوستیم و از هم ناراحت نیستیم آخه هر موقع که خیلی روابطمون خوبه به من م...
18 فروردين 1395

جوجه ی ما حالا دیگه دستش به دستگیره در میرسه...

جوجه ی مامان تازگیا خودش دیگه میتونه در رو باز کنه و حسابی ام خوشحاله از این پیشرفتش،مامانی هم خوشحاله که دخترش داره روز به روز بزرگتر میشه.اگه یکی داخل اتاق باشه خیلی مؤدب در میزنی و میگی اجازه هست بیام داخل و اصلا برات مهم نیست که طرف اجازه میده یا نه چون در رو باز میکنی و میای داخل و بعدم میگی ممنون به قول خودت اینقدر دوست دارم که باورت بشه عکسای جوجه مامان در ادامه... هستی جون اینجا تازه از خواب بیدار شدی ...
15 فروردين 1395

سیزده بدر بارونی...

سیزده بدر امسال ابرها خیلی سخاوتمند شده بودند و به قدری بارون بارید که بی شک غبار غم رو برای همیشه با خودش برد وجویبارها رو سرشار از آب روان کرد تا کاروان سبزه های هفت سین در اون به حرکت در بیاد امسال سیزده بدر رو بادوست بابا آقا مصطفی(بابای مهتا جون) اینا توی باغ بودیم یه روز بارونی فوق العاده،خیلی هوا معرکه بود ما هم رفته بودیم زیر آلاچیق و به تماشای رحمت خدا نشستیم و لذت بردیم مثل همیشه دیدن بارون برای من یکی از لذت بخش ترین هاست مخصوصا" اگه کنار عزیزای دلم باشم . راستی به خاطر هوای بارونی نتونستیم سبزه گره بزنیم چون بارون خیلی شدید بود انشاله سال دیگه در کنار هم به دلخوشی و سلامتی حتما سبزه گره خواهیم زد روز خوبی بود خوش گذشت ...
14 فروردين 1395

اولین باری که هستی مزه ی خمیردندون رو روی مروارید دندوناش حس کرد...

دختر کوچولوی من به مسواک میگه مسگاف دیشب واسه اولین بار هستی کوچولو به کمک مامانش دندونای خوشگلش رو مسگاف زد چند وقتی بود که دیگه میخواستم کم کم پروژه مسواک زدنتو شروع کنم تا اینکه دیشب وقتی میخواستی بخوابی گفتی واست قصه بگم منم یه داستان ساختگی از خودم ساختم در مورد مسواک و دندان اینقدر داستان رو با هیجان برات تعریف کردم که همون لحظه بلند شدی و گفتی مامانی من میخوام مسگاف(مسواک) بزنم منم مسواک و خمیر دندونت رو آوردم و بهت یاد دادم،که خیلی هم زود یاد گرفتی و خیلی ام دوست داشتی البته کوچولوتر که بودی با مسواک انگشتی واست مسواک میزدم اما الان اینقدر خانوم شدی که مسواک و خمیر دندون میزنی بعدم به عنوان جایزه تخم مرغ های هفت سین رو که خیلی د...
13 فروردين 1395

گل مامان بیست وشش ماهه شد...

هستی من،روزای کنارت بودن خیلی شیرین و قشنگه...خیلی مااااه شدی،دخترک مهربون و دوست داشتنیِ ما یه عااالمه جمله ی تازه میسازه و حسابی مارو غافلگیر میکنه! خیلی شیطون شدی و گاهی این شیطونیات از حوصله من خارجه که البته نمیدونم من کم حوصله تر شدم یا شما شیطون تر برای خواب ظهرت خیلی اذیت میکنی اما با این همه خیلی دوست داریم و خدا رو شکر که تنت سالمه و حالت خوبه و انشاله خدا نگهدارت باشه دختر قشنگم وقتی خرابکاری میکنی و مزاحمت میشم!!!!میگی مامانی شما برو آشمزونه خودت !(برو آشپزخونه) از دستت که ناراحت میشم میگی:"مامانی بخند!"وقتی نمیخندم میگی:"مامانی چرا خنده ت نمیاد؟"و خودت با صدا میخندی!!و تا وقتی با صدا نخن...
9 فروردين 1395

ز کوی یارمی آید نسیم باد نوروزی (سومین نوروزباهستی جون)

خوشگل مامان عیدت مبارک اولین پست سال جدید... سلام دختر قشنگم عیدت مبارک خوشگلم،توی اولین روزای سال جدید مامانی از ته ته دلش آرزو میکنه وبلاگت امسال پر بشه از اتفاقات قشنگ و لحظات خوب.امیدوارم هر لحظه از سلامتی و سرخوشی و خوشحالیو آرامش و خوشبختی و برآورده شدن آرزوهامون و موفقیت هایی که توی این سال جدید داریم بنویسم. این سومین بهاریه که با وجودت زندگی ما بهاری تر شده دخترم و هرسال با وجودت عاشقانه تر به استقبال بهار میریم. امسال یه کوچولو هفت سین رو بهتر درک میکردی و واسه اولین بار توی چیدن هفت سین به مامانی کمک کردی و خیلی ذوق کرده بودی وقتی هفت سین مون کامل شد.انگار از هفت سین سنجدش رو خیلی دوست داشتی،چون م...
8 فروردين 1395
1