هستی دنیای مامان و بابا

اولین شب یلدا هستی جون...

امشب شکوهمندترین شب سال است وقتی ما تورا یک دقیقه بیشتر در کنار خودمان داریم . هستی جونم هر سال بی تو یک دقییقه طولانی تر بودن شب یلدا را جشن میگرفتیم و امسال با تو یک عمر سر خوش تر بودن از حضورت را جشن گرفتیم امسال یعنی سال 93 اولین شب یلدایی هست که دخترم در کنار ما هستی و ما خوشحالیم که امسال چندثانیه بیشتر از وجودت لذت می بریم و به لطف حضورت از این به بعد یلدا بلندترین شب سال نخواهد بود بلکه قشنگترین شب عمرمان خواهد بود.خانواده بابابزرگ و خاله اختر اینا از اصفهان اومدند تا باهم این شب قشنگ رو جشن بگیریم توهم که یه لباس هندونه پوشیده بودی که خیلی بهت میومد و با سربند هندونه ای که خاله عاطفه واس...
30 آذر 1393

دردانه دختر ما ده ماهه شد...

   دختر رویایی من، هستی بی نظیرم، 10 ماهگی ات خجسته باد روزها ميگذرند و ماهها مي آيند... روزهاي يك رقمي، روزهاي دو رقمي، ماههاي يك رقمي و ماههاي دو رقمي... اعداد در بودن تو معنا مي يابند و هر روز كه مي گذرد، شهد زندگيمان با تو شيرين تر مي شود. زيبايم... امروز كه بگذرد ده ماه است كه تو را داشته ام ده ماهگي ات مبارك ترنم دلنشينم ! هستی جونم شما ده ماهه شدی و کم مونده تا یک ساله بشی. همیشه دوست داشتم زودتر بزرگ بشی ولی دیگه الان دوست دارم همینقدری بمونی.همین قدر شیرین و بامزه.همین قدر مهربان و رو خندان. البته الان دیگه می تونی به سرعت برق و باد چهار دست و پا بری و بدون کمک وایسی و حتی چند ...
9 آذر 1393
1