هستی دنیای مامان و بابا

کوچولوی دوست داشتنی خونه ی ما...

سلام فندق مامان ... هستی دخترم تو اولین نوه خانواده ما هستی، تو با اومدنت شادی خونه مامان بزرگ و بابا بزرگ رو چند برابر کردی ...هستی گلم تو از همین اول خیلی خوش شانس بودی که اولین نوه ی طرف مامانی هستی و عزیز دل بابابزرگ و مامان بزرگ و خاله ها هستی...حالا میتونم به جرات بگم که بابا بزرگ ومامان بزرگ تورو بیشتر از من دوست دارن چون من جرات ندارم به شما چیزی بگم وقتی میایم خونه مون تا چند روز همه زنگ میزنند و اظهار دلتنگی میکنند واست خیلی خوشحالم که خانواده م اینقدر دوست دارند و اینقدر براشون عزیزی امیدوارم خدا همیشه برامون حفظشون کنه و زنده و سلامت باشند و عروسیت رو ببینند...الهی آمین عکسای هستی گلی با بابابزرگ و مامان بزرگش در ...
10 مرداد 1393

دختر خوش خنده ما شش ماهه شد...

هستی جونم الان شش ماهشه و وارد هفت ماهگی شده.دخترم حسابی بزرگ شده .واکسن شش ماهگی رو هم زدیم و زیاد اذیت نشدی گلم. واکسنت رو توی تاریخ 11مرداد زدیم آخه روز پنج شنبه وجمعه بابابزرگ اینا و خاله ها همگی اومدند باغمون و من واکسنت رو نزدم که تب نکنی و اذیت نشی به جاش شنبه زدیم. صبح شنبه هم بابایی مهربون بردمون مرکز بهداشت که خانم پیله ور مرخصی بود و رفتیم پیش آقای گلی و توی مرکز بهداشت شهید نساجی زدیم. واسه اینکه از واکسن تب نکنی قبل از رفتن بهت قطره استامینفون دادم .البته دفعه اول  همه رو بالا آوردی و بعد نیم ساعت دوباره بهت دادم . وقتی رفتیم مرکز بهداشت اول شما رو قد و وزن کردن که خدا رو شکر همه چی خوب بود و وزن 7کیلو و 250گرم با لباس و...
9 مرداد 1393
1