هستی دنیای مامان و بابا

سومین آتلیه هستی در یک سالگی...

دختر زيباروي من،فرشته خوشگلم،قربون قد و بالات بشم كه چشم بهم زدم قد كشيدي و داري واسه خودت خانمي ميشي البته شيطنتهات هم با خودت دارن بزرگ ميشن،گاهي حسابي دلم براي هرماه كه ميگذره وني ني بودنهات تنگ ميشه اما بازم خوشحالم كه دخترم هر روز بزرگ و عاقل و باهوش و زيباتر ميشه و همچنين شيطونتر   روز جمعه دهم بهمن یعنی دقیقا روز برگزاری تولدت صبح به اتفاق خاله آذر و بابایی و شما و کیک تولدت رفتیم آتليه که شيطنتهاي نفسگير شما حسابی خسته مون کرد اما ارزشش رو داشت تعدادی عکس ازت گرفتیم که خیلی خوب شد البته به عکاست گفته بودیم واسه عکاسی و فیلمبرداری سر مجلست هم بیاد که اونجا هم عکسای خوبی ازت گرفت من اینجا فقط عکسای خام داخل آتلیه رو...
9 بهمن 1393

پرنسس ما یکساله شد...

تولد زیباترین هدیه خدا که مانند سروشی روح بخش به زندگی مان نور امید دمید مبارک و مابه یمن سالروز آمدن این فرشته کوچک به زمین با آسمانی ترین آرزوها برای پر خیر و برکت بودن قدم های کوچکش و روح بخشیدن به زندگیمان جشن خواهیم گرفت  روز جمعه 10بهمن 1393 توی باغ تولد یکسالگیتو جشن گرفتیم همه چیز خیلی عالی بود خودتم خیلی شارژ بودی و کلی رقصیدی خیلی شلوغ بود و تقریبا همه ی دعوتیهامون اومده بودند و با ما توی اون لحظات قشنگ شریک شدند. تولدت در واقع روز پنجشنبه بود اما من میخواستم بعضی از مهمونامون که کارمند بودند راحت باشند انداختیم واسه روز جمعه عصر.خیلی خوش گذشت بابایی هم واسه عالی برگزار شدن تولدت خیلی زحمت...
9 بهمن 1393
1