هستی دنیای مامان و بابا

خانوم کوچولوی من یازده ماهه شد...

سلام سلام دردونه من ،یکی یه دونه من... عشق مامان فقط 30 روز مونده تا یکسالگیت اصلا باورم نمیشه،عاشقتم مامان،دختر گلم تا 1 سالگی چیزی نمونده،اینقدر خوشحالم که نگو کلی باهوش شدی و کارای جدید یاد گرفتی: دیگه کاملا راه افتادی و حالا دیگه کمتر زمین میخوری،خودت آب میخوری،عاشق آشپز خونه ای و نصف بیشتر روز رو اونجایی.کفش پات میکنم و حسابی توی باغ راه میری و بازی میکنی و توپ رو میتونی با پاهات آروم شوت کنی و دنبالش راه بری.خیلی میرقصی و عاشق آهنگی.وقتی بهت میگم بیا بهت می می بدم هر جا باشی میایی سریع.بعضی وقتا اینجوری واست تله میزارم خخخخ،دخترم الان دو تا دندون داره ،اگه چیزیو میخواد ندیم جیغ میزنه و غر و تو این مسائل زیاد اهل گریه ن...
9 دی 1393

جشنی برای برداشتن اولین قدم و رویش اولین دندون هستی جون...

هستی قشنگ من رویش اولین دندونت و برداشتن اولین قدمت مبارک  قدم نهادن تو در این دنیا بهترین اتفاقی بود که تصورش را میکردم اکنون که قدم های کوچکت به استواری رسیده بدان که تمام آرزوهایم را به این دو پای کوچکت گره زده ام دخترم بگو یا علی و بر زانوانت دست بگذار و محکم بایست و دنیا را پشت سر بگذار و بر شگفتی های هر روزه ات بیفزای دختر کوچک من قدم های بعدی را استوارتر بردار و مطمئن باش ما در پس قدم هایت همچون کوه ایستاده ایم تا اگر پایت لغزید با نهایت عشق تو را به آغوش بکشیم عسل من، آوای خوش زندگی من ،توی یه روز قشنگ یعنی در تاریخ 17 آبان 93 وقتی که فق...
5 دی 1393
1